بن بست,کوچه بن بست
دست مرده,تأثیر سرکوبگرانه رویدادها یا تصمیمات گذشته
نتیجه کاملاً برابر (در مسابقه)
کاملاً به بنبست رسیده
مرده درون,تهی درون
بیفایده
کسی که کارش تمام است
دسته مرده,دستگاه ایمنی
دل شب
(از ابتدا) ناموفق
اسکناس
کپی برابر اصل
کاملاً مصمم
بیهیچ راه فراری
وزن مرده,بار سنگین بی حرکت
خط توپ مرده,خط گل مرده
بدون آینده
شغل بیآینده
بن بست,خیابان بن بست
یک آدم خستهکننده,یک آدم کسلکننده
تنبل,بیکار
قفل کلیدی
مبهم یا نامشخص کردن,(یک تصویر را) کمتر قابل مشاهده کردن
بی اثر کردن,خنثی سازی • کسل کننده,یکنواخت
یک تنبل,یک انگل
ددلیفت,بلند کردن وزنه از زمین
آخرین مهلت
وضعیت بدون راهحل
غیرقابل حل
کشنده • کشنده
گناه کبیره
نام داده شده در هنگام تولد,نام قبلی
بی احساس، بدون احساس • بیاحساس,عمداً بدون هیجان
حفظ در حالت نو,ذخیرهسازی در بستهبندی اصلی
بار مرده,سنگینی بی فایده
ناشنوا • ناشنوایان,افراد دارای اختلال شنوایی
عملا کر
سمعک,دستگاه کمک شنوایی
کر کردن,عایق صدا کردن
کرکننده
ناشنوایی
انتقال دادن • قرارداد
خط قرمز
به کاری مشغول بودن
به چیزی یا کسی رسیدگی کردن
پیشنهاد روز
فروشنده,دلال
نمایندگی,فروشنده مجاز
شرایط عالی,امواج عالی
مدیرگروه (دانشگاهی)
عزیز • عزیزم • گران,با رنج فراوان
عمیقاً,با عشق فراوان
کمبود,نقصان
مرگ
مرگ 'n' رول,دث 'n' رول
*افعی مرگبار
گواهی فوت,مدرک فوت
افتادن مرگ,سقوط مرگ
*دث متال
مجازات اعدام
راک مرگ
حکم اعدام,مجازات مرگ
مارپیچ مرگ,مارپیچ کشنده
جوخه مرگ
آمار مرگومیر
*دثکور
ساعت مرگ,سوسک چوبخوار
سوسک مرگ
سرنگونی
از ارزش ذاتی چیزی کاستن
تحقیرآمیز,کاهنده ارزش
قابل بحث
مناظره • مناظره کردن
انجمن مباحثه
هرزگی,عیاشی • گمراه کردن
هرزه,فسادگر
هرزه,لذتپرست
فساد,هرزگی
قرضه,اوراق قرضه
ضعیف
تضعیف کردن
ضعیفشده
ناتوان کننده,ضعیف کننده
تضعیفکننده
ضعف
بدهی • بدهکار کردن,ثبت در سمت بدهکار
کارت نقدی
سُر و مُر و گُنده
شاد,پر انرژی
استخوانهای چیزی را بیرون کشیدن
استخوان گیری شده,بدون استخوان
ظریف, جذاب
دِباس کردن,طرح را به زیر سطح فشار دادن یا مهر زدن
آوار
بدهی