draw updrinkable
از 34
draw updrinkable
draw up[v]

آماده کردن

drawback[n]

ایراد

drawbridge[n]

پل متحرک

drawdown card[n]

کارت سنجش رنگ

drawer[n]

کشو

drawer box[n]

*جعبه جداکننده کشو

drawer slide[n]

*ریل کشو

drawers[n]

زیرپوش زنانه,لباس زیر زنانه

drawing[n]

نقاشی

drawing board[n]

تخته رسم,میز طراحی

drawing paper[n]

کاغذ طراحی

drawing pin[n]

پونز,میخ طراحی

drawing room[n]

اتاق پذیرایی

drawl[n][v]

صحبت کند,الگوی گفتاری آهسته با مصوت‌های طولانی • کش‌دار صحبت کردن

drawn[adj]

بی‌حال

drawn butter[n]

کره تصفیه شده,کره آب شده

drawn-out[adj]

طولانی‌شده

drawstring[n]

بند,طناب

drawstring bag[n]

کوله ورزشی

dray horse[n]

اسب بارکش,اسب کشنده بارهای سنگین

dread[v][n][adj]

ترسیدن,وحشت داشتن • وحشت • وحشت‌انگیز,ترسناک

dreaded[adj]

وحشتناک,ترسناک

dreadful[adj]

وحشتناک

dreadfully[adv]

به شکل وحشتناکی,به شکل بسیار بد

dreadlock[n]

گیس آفریقایی

dream[n][v]

رؤیا • خواب دیدن

dream come true[phrase]

رویایی که به حقیقت پیوسته است

dream diary[n]

کتابچه رؤیانگاری

dream job[n]

شغل رؤیایی

dream pop[n]

*دریم پاپ

dream ticket[n]

زوج ایده‌آل

dream up[v]

ایده یا روش‌های جدید یافتن

dreamboat[n]

آدم بسیار جذاب (به‌خصوص مرد)

dreamlike[adj]

رویایی,غیر واقعی

dreamy[adj]

رویایی,خواب مانند

dreary[adj]

بی‌روح

dredge[n][v]

دراژ,ماشین حفاری زیرآبی • لایروبی کردن,پاکسازی کف

dredge up[v]

گذشته را به میان آوردن

dredger[n]
dregs[n]

ته‌نشین,رسوب

dreich[n]

هوای دلگیر,هوای کسل‌کننده

drench[v]

خیس کردن,غرقاب کردن

drenched[adj]

خیس خالی

dress[n][v][adj]

لباس زنانه • لباس پوشیدن • رسمی (مناسبت)

dress code[n]

*کد پوشش

dress down[v]

لباس غیررسمی پوشیدن

dress hanger[n]

آویز لباس,چوب لباسی

dress rehearsal[n]

تمرین نهایی در تئاتر

dress shirt[n]

پیراهن مردانه مناسب کت و شلوار

dress shop[n]

فروشگاه لباس زنانه,مغازه لباس زنانه

dress sock[n]

جوراب رسمی مردانه

dress to impress[phrase]
dress uniform[n]

لباس فرم رسمی

dress up[v]

لباس رسمی پوشیدن

dress-down[adj]

غیر رسمی,راحت

dressage[n]

درساژ (از شاخه‌های ورزش سوارکاری)

dressed[adj]

لباس‌پوشیده

dressed herring[n]

سالاد ماهی چندلایه

dressed to kill[phrase]

خیلی شیک

dressed to the nines[phrase]

بسیار شیک

dressed-up[adj]

لباس رسمی پوشیده,خوش‌لباس

dresser[n]

دراور

dressing[n]

سس

dressing gown[n]

ربدوشامبر زنانه

dressing room[n]

اتاق پرو

dressing table[n]

میز آرایش

dressmaker[n]

خیاط زنانه

dressmaker's model[n]

مانکن خیاطی

dressy[adj]

شیک‌پوش

drey[n]

لانه سنجاب

drib[n]

قطره,مقدار کمی نامعین (به ویژه از یک مایع)

dribble[n][v]

دریبل • چکیدن,به آرامی جاری شدن

driblet[n]

قطره,جریان

dried[adj]

خشک شده,خشک

dried fruit[n]

میوه خشک

dried milk[n]

شیر خشک, شیر دهیدراته

drift[v][n]

حرکت کردن (به‌آرامی در آب یا هوا) • رانش,جریان

drift apart[v]

کم کم از هم جدا شدن

drift away[v]

دور شدن,جدا شدن

drift car[n]

ماشین دریفت,خودروی دریفت

drift diving[n]

غواصی رانش,غواصی در جریان

drift punch[n]

پانچ رانشی

drifter[n]

آدم بدون شغل یا محل زندگی ثابت

drifting[n][adj]

سرگردانی,پرسه زدن بی هدف • سرگردان,کوچ نشین

driftwood[n]

چوب شناور,چوب به ساحل رسیده

drill[n][v]

دریل • با مته سوراخ کردن

drill bit[n]

*مته

drill down[v]

موشکافی کردن

drill press[n]

دریل پرس,ابزار قدرت ثابت برای سوراخکاری

drill rig[n]

سکوی حفاری,دکل حفاری

drilling[n]
drilling platform[n]

سکوی حفاری,سکوی نفتی

drilling rig[n]

دکل حفاری,سکوی حفاری

drink[v][n]

نوشیدن • نوشیدنی

drink down[v]

*نوشیدن

drink in[v]

بسیار از چیزی لذت بردن

drink like a fish[phrase]

مثل آب مشروب خوردن

drink to[v]

به سلامتی کسی یا چیزی نوشیدن

drink up[v]

تا ته نوشیدن

drinkable[n][adj]

نوشیدنی,مایع قابل آشامیدن • قابل نوشیدن

LanGeek
دانلود برنامه