دوگانهباوری
دوچندان
شک • شک داشتن
غیر محتمل
آدم شکاک
بیشک، بدون هیچ تردیدی
بدون شک,مسلماً
رختپوش
دوش واژینال • شستشو دادن,تمیز کردن با آب
جاسوس حقیر,خبرچین خردهبین
احمق,نفرتانگیز
سرنگ کوچک شستشو,سرنگ واژینال
فرد حقیر,فرد منفور
حرامزاده متکبر,پستفطرت مغرور
احمق,بیعرضه
حرومزاده,کثافت
خمیر
خمیر ورقهای
قاطع و جسور
*خمیریمانند
حرکت آزاد شانهها و دستها
سازهی چوبی زیر بام (معماری سنتی چینی)
همراه زائو
بداخم
میمون شب
خیس کردن,آب پاشیدن
قمری
قفس کبوتر,قفس جادویی کبوتر
مطابقت داشتن • دم چلچله,اتصال دم چلچله
اره دم کفتری
پای سیب روستایی,پای سیب ساده • شلخته و ازمدافتاده
شابلون سوراخکاری
پیچ رولپلاک
مهریه,حق انتفاع بیوه • هدیه دادن,مجهز کردن به یک موقوفه
*گلنورد
پایین • پایین • غمگین • *با اشتها خوردن • پر صاف و نرم (پرندگان)
کفش پاشنهخراب
*لحاف پر
پر نرم,پر زیرین
از پا افتاده
دلگیر
کاپشن پافر
*بالش پر
سندرم دان
بههدررفته
بعداً
بعداً
پایین پلهها,به سمت پایین پلهها
خاکی و بیادعا
تا لحظه آخر نامعلوم
جلیقه پافر
ژولیده,نامرتب
ضرب قوی,ضرب اول
روبهپایین • چاه ورودی هوا,چاه تهویه
داروی مسکن
سرنگونی
نیروی رو به پایین,فشار آیرودینامیکی
تنزل دادن • تنزل,شیب
غمگین
به سمت پایین,سرازیری • سرازیری,شیب دار • سرازیری,قسمت پایین رفتن تپه
منطقه تپههای باز با خاک گچی,تپههای گچی
پرمانند,نرم
دانلود کردن • دانلود
محتوای قابل دانلود,DLC
کم اهمیت جلوه دادن,بی اهمیت نشان دادن
بارش شدید
کامل,مطلق • واقعاً
به سمت پایین رودخانه,در جهت جریان رودخانه
کاهش دنده,تعویض به دنده پایین تر
معایب,نقصان
تعدیل نیرو کردن
سراشیبی,شیب رو به پایین
ناودان
قسمت جلویی صحنه نمایش • نیمه جلویی صحنه,پروسنیوم • بهسمت قسمت جلویی صحنه نمایش
به طبقه پایین • پایینی • طبقه پایین
به سمت پایین دست,در جهت جریان • پایین دست,در جهت جریان
سوئینگ پایین,حرکت به پایین
زمان از کار افتادگیِ سیستمی
مرکز شهر • مرکز شهر • به مرکز شهر
قشر مظلوم یا ضعیف
رکود
نپسندیدن و امتیاز منفی دادن (فضای مجازی) • نشان دادن مخالفت (فضای مجازی)
نزولی • رو به پایین
شیب رو به پایین,متمایل به پایین
بهصورت نزولی
به سمت پایین,پایینرونده
کرکدار
جهاز
داکس کردن,انتشار اطلاعات خصوصی
دویلی,یک تکه پارچه کوچک گرد که زیر ظرف قرار می گیرد
دویلی,تکه پارچه کوچکی که زیر ظرف قرار میگیرد
چرت زدن • خواب سبک,چرت
به خواب رفتن
دوازده عدد • دو جین,دوازده • یک دوجین,دوازده