to doze
doze
dəʊz
dewz
hosenoseposebose

تعریف و معنی "doze"در زبان انگلیسی

to doze
01

چرت زدن

to sleep lightly for a short amount of time 
Intransitive
to doze definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
doze
سوم‌شخص مفرد
dozes
وجه وصفی حال
dozing
گذشته ساده
dozed
اسم مفعول
dozed
مثال‌ها
The warm sunlight streaming through the window made her doze on the comfortable couch. 

نور گرم خورشید که از پنجره می‌تابید او را روی مبل راحت چرت زدن کرد.

Doze
01

خواب سبک, چرت

a light fitful sleep 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
dozes

درخت واژگانی

dozer
doze
App
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه