جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Downshift
01
کاهش دنده, تعویض به دنده پایین تر
a shift to a lower gear in a vehicle's transmission
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
downshifts
مثالها
He performed a downshift to tackle the steep hill.
او یک کاهش دنده انجام داد تا از پس تپه شیبدار برآید.
02
تغییر به زندگی ساده تر, تغییر شغل به شغلی با درآمد کمتر اما رضایت بخش تر
a change from a financially rewarding but stressful career to a less well paid but more fulfilling one
درخت واژگانی
downshift
down
shift



























