جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dearth
01
کمبود, نقصان
a lack of enough items, resources, or people to meet a need
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
A dearth of evidence made it difficult to solve the case.
کمبود شواهد حل پرونده را دشوار کرد.



























