جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
datable
01
قابل تاریخگذاری
able to be dated to a specific time
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most datable
شکل تفضیلی
more datable
درجهپذیر
حوزه
history, archaeology, chronology
مثالها
The ancient pottery shards were datable to the Bronze Age, providing valuable insights into early human civilization.
تکههای سفال باستانی به عصر برنز قابل تاریخگذاری بودند، که بینشهای ارزشمندی در مورد تمدن اولیه بشری ارائه میدهند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
undatable
datable
date



























