جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dewberry
01
تمشک کبود
the bluish-black fruit resembling a blackberry, growing on a bush
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
dewberries
مثالها
I discovered a secret spot where dewberries grow abundantly, and it's my little hidden treasure.
من یک نقطه مخفی پیدا کردم که در آن تمشک سیاه به وفور رشد میکند، و این گنج کوچک پنهان من است.
02
تمشک رونده, تمشک وحشی
any of several trailing blackberry brambles especially of North America
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
dewberry
dew
berry



























