جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
delayed
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most delayed
شکل تفضیلی
more delayed
درجهپذیر
حوزه
time, events, transportation
مثالها
The flight was delayed due to severe weather conditions.
پرواز به دلیل شرایط آبوهوایی شدید تأخیر داشت.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
delayed
delay



























