جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
delayed
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most delayed
شکل تفضیلی
more delayed
درجهپذیر
مثالها
The construction project faced delayed completion because of material shortages.
پروژه ساخت و ساز با تکمیل به تأخیر افتاده به دلیل کمبود مواد مواجه شد.
درخت واژگانی
delayed
delay



























