جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to dehort
01
به شدت دلسرد کردن, با قاطعیت منصرف کردن
to strongly discourage someone from doing something
Formal
Old use
Specialized
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
dehort
سومشخص مفرد
dehorts
وجه وصفی حال
dehorting
گذشته ساده
dehorted
اسم مفعول
dehorted
مثالها
The coach dehorted the team from underestimating their opponents.
مربی تیم را از دست کم گرفتن حریفانشان بازداشت.



























