جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dude
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
dudes
مفرد مذکر
dude
مفرد مؤنث
dudette
neutral form
person
مثالها
Dude, we have to leave now or we'll miss the movie.
رفیق، باید الان برویم وگرنه فیلم را از دست میدهیم.
02
یک مرد, یک دندی
a man who is much concerned with his dress and appearance



























