جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Disavowal
01
انکار, رد
the act of denying any connection, association, or knowledge about something
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
disavowals
مثالها
Her disavowal of the controversial project was met with skepticism, as evidence suggested her active participation in its planning.
هر انکار او از پروژه جنجالی با شک و تردید مواجه شد، زیرا شواهد نشان میداد که او در برنامهریزی آن مشارکت فعال داشته است.
درخت واژگانی
disavowal
avowal



























