جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Disavowal
01
انکار, رد
the act of denying any connection, association, or knowledge about something
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
disavowals
مثالها
His sudden disavowal of the political party left many speculating about his motives and future plans.
انکار ناگهانی او از حزب سیاسی بسیاری را به حدس و گمان درباره انگیزهها و برنامههای آیندهاش وا داشت.
درخت واژگانی
disavowal
avowal



























