جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Distention
01
بادکردگی, نفخ، انبساط
the act of swelling from inside
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The doctor noticed significant distention in the patient’s abdomen, indicating a potential blockage.
پزشک متوجه تورم قابل توجهی در شکم بیمار شد که نشان دهنده انسداد احتمالی بود.
02
اتساع, تورم
the state of being stretched beyond normal dimensions



























