جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Distention
01
بادکردگی, نفخ، انبساط
the act of swelling from inside
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Excessive fluid intake caused noticeable distention in his lower limbs.
مصرف بیش از حد مایعات باعث تورم قابل توجه در اندام تحتانی او شد.
02
اتساع, تورم
the state of being stretched beyond normal dimensions



























