جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بالای ساختمان با یک مناره خیره کننده که به سمت آسمان میرسید تزیین شده بود.
بالا, سطح
اتاق ناهارخوری دارای یک میز صاف با رویه شیشهای بود که نور را به زیبایی منعکس میکرد.
او شلوار جین جدیدش را با یک تاپ معمولی برای یک استایل راحت اما شیک ست کرد.
سبزیجات خوراکی برگدار, قسمت بالایی گیاهان
او با دقت برگهای تربچه را روی یک سینی چید و آنها را به یک مرکز توجه جذاب برای میز تبدیل کرد.
او درپوش را دوباره روی شیشه گذاشت تا محتویات تازه بماند.
قله, بالاترین
او در اوج حرفهاش است، به خاطر سهم فوقالعاده و تخصصش شناخته شده است.
فرفره, چرخنده
بچهها جمع شدند تا تماشای فرفره رنگارنگی کنند که روی زمین میچرخد، مجذوب سرعت آن شدند.
نیمه اول اینینگ, بخش بالایی اینینگ
در آغاز اینینگ ششم، تیم میهمان سه امتیاز به دست آورد تا پیش بیفتد.
بالای دکل, سر دکل
ملوانان به بالای دکل صعود کردند تا بادبانها را تنظیم کنند و تجهیزات را بررسی کنند.
ما یک بهروزرسانی خبری دیگر برای شما در آغاز ساعت خواهیم داشت، پس با ما همراه باشید.
بالا, انتهای
او کیفش را در بالای میز گذاشت، مطمئن شد که سر راه نیست.
خامه, سرشیر
او دوست داشت رو شیر را برای خامه تازه ای که در قهوه اش استفاده می کرد، بردارد.
وقتی به قسمت صاف جاده رسیدند، ماشین را به بالاترین دنده تغییر داد تا سرعت را به حداکثر برساند.
شریک فعال, شریک غالب
آن تاپ ترجیح میدهد در رختخواب پیشتاز باشد.
در بالاترین یا بهترین جایگاه
قفسه بالایی کتابخانه برای نادرترین کتابهایش محفوظ است.
با کیفیت برتر, پریمیوم
فروشگاه در طول حراج تعطیلات تخفیفهایی روی برندهای برتر ارائه میدهد.
آپارتمانهای لوکس در شهر به دلیل تقاضای بالا با قیمتهای بالا فروخته میشوند.
بالاترین اولویت او تضمین ایمنی و رفاه کارکنانش است.
بالا, اصلی
مدیر ارشد شرکت بر تمامی عملیات و تصمیمهای استراتژیک نظارت دارد.
برتر, سرآمد
ورزشکار برتر در مسابقه امسال چندین رکورد را شکست.
عالی, فوقالعاده
او یک دوست عالی است، همیشه آماده کمک کردن وقتی به آن نیاز داری.
پشت سر گذاشتن, سبقت گرفتن
او با پایان دادن به مسابقه در زمان رکورد، رکورد قبلی خود را پشت سر گذاشت.
بریدن قسمت بالا, حذف قسمت بالایی
او با دقت نوک هویجها را قبل از شستن برای سالاد برید.
برتری داشتن, بهتر بودن
آخرین رمان او به مدت شش هفته متوالی در صدر فهرست پرفروشها قرار گرفت.
فروش آلبوم از 500,000 گذشته است که نشانگر نقطه عطفی مهم برای هنرمند است.
به قله رسیدن, صعود کردن
وقتی به قله تپه رسیدیم، با منظرهای نفسگیر از کوههای دوردست پاداش گرفتیم.
پوشاندن, تزئین کردن
او تصمیم گرفت که پاستا را با پنیر پارمسان تازه رندهشده بپوشاند تا طعم بهتری داشته باشد.
پاگودا با یک تزئین سنتی تاجگذاری شده بود که اهمیت فرهنگی آن را افزایش میداد.
تکمیل کردن, به پایان رساندن
او لباس شیک خود را با یک بلوزر شیک برای مراسم شب تکمیل کرد.
پوشاندن, تاج گذاری کردن
در نور صبح، مه روی تپهها را پوشاند، به صحنه کیفیتی اثیری بخشید.
زدن به قسمت بالا, توپ کردن
او به مهارت ضربه زد به قسمت بالایی توپ گلف، آن را با چرخش رو به جلوی نرم به سمت گرین فرستاد.
خودکشی کردن, جان خود را گرفتن
پس از سالها مبارزه با افسردگی، او به طرز غمگینی تصمیم به خودکشی گرفت، و دوستان و خانوادهاش را در شوک گذاشت.
در درام تاریخی، شرور نقشه کشید تا هر کسی که با حکومتش مخالفت کند را از بین ببرد.
سلطه داشتن, نقش فعال گرفتن
او بدون تردد شریک خود را تاپ کرد.
درخت واژگانی



























