جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
گربه بیحرکت روی طاقچه پنجره دراز کشیده بود و به پرندگان بیرون نگاه میکرد.
شب ساکت فقط با صدای جیرجیرکها قطع میشد.
بدون گاز, بیگاز
او آب بدون گاز را به آب گازدار ترجیح میداد و سادگی آن را طراوتبخش مییافت.
بی حرکت, آرام
مکالمه ساکت بود، بدون اینکه کسی برای چند دقیقه قطع کند یا مشارکت کند.
دریاچه آرام آسمان را به طور کامل منعکس میکرد.
ثابت, بی حرکت
گالری مجموعهای از تصاویر ثابت فیلم را به نمایش گذاشت.
هنوز, همچنان
قهرمان هنوز حاکم آماده شد تا از عنوان خود دفاع کند.
او هنوز در همان خانه زندگی میکند.
هنوز, باز هم
او هنوز برای امتحاناتش درس میخواند.
بچهها در طول کل فیلم بیحرکت نشستند.
با وجود همه اینها, باز هم
کتاب را دوست نداشتم. با این حال، آن را تمام کردم.
او از قبل سریع بود، اما تمرین کرد تا باز هم سریعتر شود.
هنوز, باز هم
او هنوز یک جایزه دیگر برد.
عکس (از فیلم، ویدیو و...)
پوستر فیلم یک عکس ثابت از صحنهی دراماتیکترین صحنه را نشان میداد.
دستگاه تقطیر, عرق کش
تقطیرخانه از یک دستگاه تقطیر مسی برای ساخت ویسکی استفاده کرد.
دیگ تقطیر, تقطیرکننده
دستگاه تقطیر در قلب روستا قرار داشت.
سکوت شب تنها با صدای جغد دور شکسته شد.
دیگ آب, بویلر آب
کارکنان دیگ بخار را روشن کردند تا آب گرم برای چای آماده کنند.
فضایی در یک رستوران برای آماده کردن چای و قهوه، جدا از آشپزخانه, گوشهای در یک رستوران که به آماده کردن چای و قهوه اختصاص دارد، دور از آشپزخانه
کارکنان مطمئن شدند که پیشخوان تمیز و به خوبی stocked است.
جزیرهنشین, ساکن جزایر فالکلند
استیلها به مهماننوازی خود معروف بودند، همیشه مشتاق به اشتراک گذاشتن داستانهای زندگی جزیره.
آرام شدن, ساکن شدن
جمعیت آرام گرفت وقتی که سخنران به سمت تریبون رفت.
او با یک حرکت اتاق را ساکت کرد.
عمل سریع نجاتغریق، شناگر در حال غرق شدن را متوقف کرد.
کلمات اطمینانبخش آرامش بخش نگرانی او درباره عمل جراحی شد.
تقطیر کردن, تصفیه کردن با تقطیر
آنها الکل را در ظروف مسی تقطیر کردند.
درخت واژگانی



























