جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نکته, مقصود، منظور، هدف
استاد یک نکته حیاتی در مورد اهمیت حفاظت از محیط زیست بیان کرد.
یک نقطه با یک نقطه در یک شکل هندسی نمایش داده میشود.
امتیاز
تیم ما اولین امتیاز بازی را به دست آورد.
نقطه
او از یک خودکار نوک باریک برای ایجاد یک نقطه بسیار کوچک روی کاغذ برای نقاشیاش استفاده کرد.
نقطه
فراموش نکنید که در پایان جملهتان یک نقطه بگذارید.
ممیز (در جداسازی اعداد), نقطه
در 3.14، نقطه سه و چهارده را جدا میکند.
خلاصه
خلاصه یک نقطه روشن از استدلال اصلی در مقاله ارائه داد.
نقطه
هنرمند یک نقطه قرمز در مرکز بوم قرار داد تا توجه را جلب کند.
مرحله
ما به یک نقطه بحرانی در مذاکرات رسیدیم که سازش ضروری بود.
لحظه
در آن لحظه دقیق، ساعت نیمه شب را نواخت.
هدف اصلی
هدف جلسه بحث در مورد پروژه جدید بود.
نوک (هفتیشکل)
نوک پرنده یک نوک تیز تشکیل داد، که برای نوک زدن دانهها عالی بود.
مورد
یک نکته کلیدی ارائه، نیاز به بودجه بیشتر بود.
نوک تیز
نوک چاقو زیر نور آشپزخانه میدرخشید.
ویژگی شخصیتی
مهربانی او بارزترین نقطه شخصیتش بود.
پریز
او شارژر تلفن خود را به پریز نزدیک میزش وصل کرد.
قسمت نشانه اسلحه
افسر قبل از ورود به اتاق جهت سلاح خود را بررسی کرد.
خصوصیت متمایزکننده
تفکر سریع او یک نقطه قوت در مصاحبه بود.
علامتی شبیه به نوک کمان
نوک تیر در هدف فرو رفته است.
سود وام (معادل با یک درصد ارزش کل)
وامدهنده دو پوینت بر وام مسکن اعمال کرد که به هزینههای اولیه اضافه شد.
واحد اندازهگیری فونت نوشتاری
متن اصلی با فونت پوینت 12 تنظیم شده بود.
جهت قطبنما
کشتی با سیستم قطبنما 16 نقطهای به سمت شمال هدایت شد.
اشاره کردن
هفته گذشته، نجاتغریق به امنترین منطقه برای شنا اشاره کرد.
هدف گرفتن
او چراغ قوه را به سمت کوچه تاریک نشانه گرفت تا مسیر جلو را روشن کند.
علامتگذاری کردن
ویراستار برای روشنسازی ساختار جمله، دستنوشته را با ویرگول و نقطه نقطهگذاری کرد.
*علامت زدن
در آموزش زبان عبری، دانشآموزان یاد میگیرند که برای کمک به تلفظ و درک صحیح، کلمات را نقطهگذاری کنند.
(با کنترل بادبان) کشتی را هدایت کردن
برای پیشرفت خوب در مقابل باد، ملوانان مجبور بودند با دقت نشانهگیری کنند.
*استفاده کردن
کودک اسلحه اسباببازی خود را به سمت هدف روی دیوار نشانه گرفت.
*جهت دادن
سوزن قطبنما به سمت شمال اشاره میکرد، آنها را در طبیعت وحشی هدایت میکرد.
اشاره کردن, هدایت کردن
فانوس دریایی در ساحل راه را برای کشتیهایی که در مه حرکت میکردند نشان میداد.
تیز کردن
هنرمند با دقت نوک چوب ذغال را تیز کرد تا خطوط ظریف تری در طراحی به دست آورد.
با پوزه نشان دادن (سگ)
گروه شکار از توانایی اسپانیل بریتانی در نشان دادن با ثباتی استوار تحسین کردند.
دلالت داشتن, اشاره داشتن
ابرهای تیره نشاندهنده احتمال بارش در ساعات بعدی روز هستند.
درخت واژگانی



























