جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
poignant
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most poignant
شکل تفضیلی
more poignant
درجهپذیر
مثالها
The poignant melody of the song stirred up memories of her childhood.
ملودی تکاندهنده آهنگ خاطرات کودکی او را زنده کرد.
مثالها
A poignant tang of vinegar lingered in the air.
بوی تند سرکه در هوا معلق بود.
03
تکان دهنده, احساس برانگیز
clearly expressed and strongly relevant
مثالها
The critic praised the playwright 's poignant dialogue for its wit and relevance.
منتقد دیالوگ تکاندهنده نمایشنامهنویس را به دلیل هوشمندی و ارتباطش تحسین کرد.
درخت واژگانی
poignantly
poignant
poign



























