جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
poignant
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most poignant
شکل تفضیلی
more poignant
درجهپذیر
مثالها
The poignant story of the elderly couple's enduring love brought tears to everyone's eyes.
داستان تکاندهنده عشق پایدار زوج سالخورده اشک همه را درآورد.
مثالها
The poignant aroma of aged cheese filled the room.
عطر تند پنیر کهنه اتاق را پر کرد.
03
تکان دهنده, احساس برانگیز
clearly expressed and strongly relevant
مثالها
Her poignant reply ended the debate with graceful finality.
پاسخ تکاندهنده او بحث را با قطعیتی دلنشین به پایان رساند.
درخت واژگانی
poignantly
poignant
poign



























