جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
کوهنوردان پس از هفتهها تلاش طاقتفرسا به قله کوه اورست رسیدند.
کوه
تیم به بالاترین قله در رشته کوه صعود کرد.
اوج
ورزشکار به اوج دوران حرفهای خود رسید وقتی که مدال طلای المپیک را کسب کرد.
بیشینه
در نمودار فروش، اوج در دسامبر رخ داد، که بالاترین تعداد معاملات را نشان میدهد.
او لبه کلاه بیسبال خود را تنظیم کرد تا از نور خیره کننده آفتاب بعدازظهر جلوگیری کند.
قله, دماغه کشتی
قله کشتی به دقت بررسی شد تا اطمینان حاصل شود که میتواند وزن اضافی محموله را تحمل کند.
به اوج رسیدن, به بالاترین نقطه رسیدن
مصرف انرژی معمولاً در ماههای تابستان به اوج میرسد.
اوج, حداکثر
در ساعت شلوغی، ترافیک به اوج خود میرسد.
اوج, قله
ترافیک در ساعات اوج سنگین بود، که باعث شد رفت و آمد بسیار طولانیتر شود.
بدشانس, بداقبال
این peak است، رفیق؛ دوباره اتوبوس آخر را از دست دادی.
درخت واژگانی



























