جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
دو خط روی نمودار موازی هستند، که نشاندهنده عدم تغییر در رابطهشان است.
موازی, همزمان
در طول قرن بیستم، توسعههای موازی در فناوری در نقاط مختلف جهان رخ داد.
موازی, مشابه
تجربیات آنها در کشورهای مختلف به طرز شگفتانگیزی موازی بود.
موازی, همزمان
سیستم از ارتباط موازی برای مدیریت انتقال دادههای پرسرعت استفاده میکند.
خط موازی
دو موازی در نمودار هرگز همدیگر را قطع نمیکنند.
روانشناس یک تشابه بین رویاها و تمایلات ناخودآگاه ترسیم کرد.
(جغرافیا) مدار
یک موازی زمین را به نیمکرههای شمالی و جنوبی تقسیم میکند.
مدیر جدید از نظر سبک رهبری موازی با مدیر قبلی است.
موازی بودن, برابر بودن
بهروزرسانی نرمافزار جدید旨在 همسو کردن عملکرد محصول رقیب خود است.
موازی بودن, به موازات حرکت کردن
رودخانه برای چند مایل با جاده موازی است.
موازی کردن, به موازات قرار دادن
او با دقت قابهای عکس را موازی دیوار چید.
موازی
دو بزرگراه به مدت مایلها موازی با یکدیگر حرکت میکنند.
درخت واژگانی



























