جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
مشاهده کردن
دانشمندان رفتار حیوانات را در زیستگاه طبیعیشان مشاهده میکنند.
بیان کردن
در طول جلسه، او متوجه شد که تخصیص بودجه پیشنهادی نامتناسب به نظر میرسد.
شرکت کردن ( در مراسم، آیین،...)
کشیش مشاهده خواهد کرد آیین تعمید را، با خوشامدگویی به نوزاد تازه متولد شده در جامعه مسیحی.
متوجه شدن
در حالی که در جنگل پیادهروی میکرد، او یک گونه نادر از پرنده را که روی شاخهای بالای سرش نشسته بود مشاهده کرد.
رعایت کردن, رعایت کردن
شرکت اطمینان حاصل میکند که همه کارمندان مقررات ایمنی محل کار را رعایت کنند.
دنبال کردن نشانهها
غیبگوی باستانی الگوهای پرواز پرندگان را مشاهده میکرد تا نشانههایی درباره نبردها و برداشتهای آینده را تشخیص دهد.
رعایت کردن
ملت در روز یادبود به احترام فداکاری سربازان کشته شده، یک دقیقه سکوت را رعایت خواهند کرد.
درخت واژگانی



























