جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بهسمت جلو, رو به جلو
او به جلو قدم برداشت تا با مخاطبان صحبت کند.
به جلو, رو به جلو
فداکاری آنها ابتکار را به جلو (forward) حرکت داد، علیرغم مشکلات.
با نگاه به آینده، شرکت قصد دارد حضور خود را در بازار گسترش دهد.
صندلیهای جلو در سالن نمایش بهترین دید را از صحنه ارائه میدهند.
بیادب, نامناسب
اظهارات نامناسب او همه را در جلسه ناراحت کرد.
پیشرفت به جلو فناوری روش زندگی ما را دگرگون کرده است.
زن پرحرف بدون تردید صحبت کرد.
پیشبینانه, متمرکز بر آینده
رویکرد رو به جلو بر پایداری بلندمدت تمرکز دارد.
ارسال کردن (ایمیل، نامه و غیره), فوروارد کردن
من ایمیل شما را به بخش مربوطه فوروارد میکنم برای کمک بیشتر.
ترویج کردن, حمایت کردن
سازمان قصد دارد تحقیقات در زمینه فناوریهای انرژی تجدیدپذیر را ارتقا دهد.
ارسال کردن, جلو فرستادن
بسته از مرکز توزیع محلی به مقصد نهایی ارسال شد.
مهاجم, بازیکن حمله
مهاجم دو گل در بازی فینال به ثمر رساند.
جلو
او جلو سریع را فشار داد تا از تبلیغات در برنامه ضبط شده عبور کند.



























