جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
forward-moving
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most forward-moving
شکل تفضیلی
more forward-moving
درجهپذیر
مثالها
The forward-moving team achieved their goals ahead of schedule.
تیم رو به جلو به اهداف خود زودتر از برنامه رسید.



























