جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
سرخ شدن, برافروختن
وقتی که او تعریف غیرمنتظره را دریافت کرد، گونههایش از خجالت سرخ شد.
سیفون توالت را کشیدن
پس از استفاده از دستشویی، او سیفون را کشید تا همه چیز را تمیز کند.
سرازیر شدن, هجوم آوردن
جمعیت با باز شدن درها به سمت استادیوم سرازیر شد.
شستشو دادن, تمیز کردن
پزشک زخم را با محلول نمکی شستشو داد تا آن را تمیز کند.
شستشو دادن, تمیز کردن با آب
او لولهها را با آب شستشو داد تا انسداد را برطرف کند.
پر کردن درزها, صاف کردن
پیمانکار درزها را با ملات پر کرد تا دیوار صاف شود.
رنگ یا نور گرم ساطع کردن, به رنگ گرم درآمدن
خیابانهای شهر با نورهای نئون درخشان شستشو داده شدند با فرا رسیدن شب.
*سیفون
سرخی, رنگ سالم
دوره اوج رونق, عصر طلایی
سرخ شدن, گر گرفتگی صورت
تخلیه, رهایی
رنگ (پوکر)
گر گرفتگی, فلاش
همسطح, در یک سطح
پس از به ارث بردن یک ملک بزرگ، او بسیار ثروتمند شد و از زندگی لوکس لذت برد.
درخت واژگانی



























