جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
با وجود حادثه کوچک، دوچرخه و راننده آن هر دو خوب بودند.
خوب
نتیجه پروژه خوب بود، اگرچه داوران را تحت تأثیر قرار نداد.
ظریف, عالی
کار قلم موی ظریف هنرمند به خلق شاهکاری انجامید که مورد تحسین همگان قرار گرفت.
ما تصمیم گرفتیم به پیکنیک برویم چون هوا خوب بود و برای فعالیتهای بیرون از خانه عالی بود.
تمایزات ظریف نویسنده بین اصطلاحات مشابه به مقاله عمق بخشید.
جواهرساز از یک سیم نازک برای ساخت طراحی پیچیده گردنبند استفاده کرد.
نازک, لطیف
شکر پودری آنقدر نرم بود که بلافاصله روی زبان حل شد.
خالص, نازک
حلقه از طلای خالص ساخته شده بود، با خلوص 24 عیار.
او برای تشخیص تغییرات ظریف در موسیقی گوش دقیقی دارد.
خوشتیپ, زیبا
آیا پسر جدید کلاس را دیدی؟ او خیلی خوشتیپ است.
بهخوبی, بهطرز قابل قبولی
علیرغم آب و هوا، رویداد فضای باز با برخی تغییرات به خوبی پیش رفت.
ظریفانه, با دقت
جواهرسنگ سنگ قیمتی را با ظرافت قرار داد، مطمئن شد که در حلقه کاملاً تراز شده است.
او مجبور شد برای سرعت غیرمجاز در بزرگراه جریمه سنگینی بپردازد.
جریمه کردن
مامور پلیس راننده را به دلیل سرعت غیرمجاز در منطقه مدرسه جریمه کرد.
تصفیه کردن, پالایش کردن
شراب قبل از بطری شدن تصفیه شد تا شفاف شود.
شفاف شدن, رسوب دادن
پس از چند ساعت، شراب شروع به شفاف شدن کرد و مانند کریستال شفاف شد.
درخت واژگانی



























