جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
گره زدن
کارگران ساختمانی میلههای فولادی تقویتکننده را برای فونداسیون به هم میبندند.
گره زدن
او نیاز داشت قبل از رفتن به مصاحبه شغلی، کراواتش را به درستی گره بزند.
بافتن
او با استفاده از شاخههای همیشه سبز و روبانها برای فصل تعطیلات یک تاج گل بست.
مساوی شدن (در مسابقه), مساوی کردن
مسابقه فوتبال مساوی تمام شد بعد از اینکه هر دو تیم در نیمه دوم دو گل زدند.
محدود کردن
قرارداد او را برای دو سال دیگر به شرکت محدود کرد.
گره زدن
او بندهای کفشش را بست قبل از دویدن در پارک.
(نتها را) پیوسته نواختن
در نتنویسی، آهنگساز به پیانیست دستور داد که دو نت سیاه را به هم متصل کند تا یک نت سفید کشیده ایجاد شود.
پیوند زدن, ربط دادن
مطالعه سیگار کشیدن را به مشکلات سلامتی مرتبط میکند.
کراوات
او کراوات خود را در آینه تنظیم کرد تا مطمئن شود که صاف است.
تساوی
ریلبند
تیرک چوبی به دلیل پوسیدگی جایگزین شد.
ارتباط, رابطه
تیرآهن
بند
طناب
تساوی
درخت واژگانی



























