جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
از میان, از وسط
گربه از میان حصار لیز خورد و در بوتهها ناپدید شد.
از میان, توسط
گلوله از میان در فلزی عبور کرد.
از طریق, توسط
پرنده به نرمی از میان آسمان سر خورد.
از میان, بین
او از میان غرفههای شلوغ بازار رد شد.
از طریق, توسط
نور از میان پردهها تابید و او را بیدار کرد.
از میان, آن سوی
باغ از طریق آن دروازه چوبی قرار دارد.
از طریق, توسط
دنده از طریق یک دایره کامل میچرخد.
گلهای وحشی در سراسر چمنزار شکوفا شدند.
از میان, توسط
او بدون کاهش سرعت از میان یک علامت توقف رانندگی کرد.
از طریق, در طول
او تمام شب سخت کار کرد.
از طریق, توسط
او با اعتماد به نفس از مصاحبه عبور کرد.
از طریق, توسط
آنها تا ظهر تمام غذا را تمام کردند.
از طریق, مرور کردن
او بیدقت از میان مجله ورق زد.
او پاسخ را از طریق تحقیق دقیق پیدا کرد.
او به دلیل کمبود آمادگی شکست خورد.
از طریق, توسط
آنها پسرعمو هستند از طریق پدرانشان.
تا, از طریق
فروشگاه از دوشنبه تا جمعه باز است.
از طریق, توسط
لایحه از سنا گذشت.
از میان, از وسط
توپ قبل از اینکه کسی بتواند آن را بگیرد از میان غلتید.
از طریق, از یک سو به سوی دیگر
گلوله مستقیم از میان رفت و یک سوراخ به جا گذاشت.
از طریق, در میان
او مجبور شد از میان جمعیت عبور کند تا به صحنه برسد.
از طریق, از
صدا از میان در بسته عبور کرد.
از طریق, از یک طرف به طرف دیگر
تونل سی فوت قطر دارد و همچنان در حال گسترش است.
تمام, تا آخر
او از طریق بدون توقف کار کرد.
از طریق, تا انتها
او از طریق پیش رفت و به پایان رسید.
از طریق, از ابتدا تا انتها
او آن را از ابتدا تا انتها خواند، هر بخش را به دقت تحلیل کرد.
او بعد از ساعتها راه رفتن زیر باران کاملاً خیس شده بود.
از طریق, توسط
تماس از طریق دقیقاً وقتی که ما در حال ترک بودیم برقرار شد.
از طریق, توسط
حقیقت پس از همه سکوت ها بالاخره روشن شد.
مستقیم, بدون تعویض
ما سوار قطار مستقیم به شیکاگو شدیم بدون نیاز به تعویض.
ترانزیت, گذر
این یک جاده عبوری اصلی است که دو بزرگراه را به هم متصل میکند.
عبوری, از یک طرف به طرف دیگر
آنها فضا را به یک سالن عبوری تبدیل کردند.
او بالاخره با آموزشش تمام کرد.
تمام شده, پایان یافته
پس از رسوایی، حرفه او تمام شده است.



























