جامدسازی
فراخور
مادرزادی
اختلال غدد فوقکلیوی مادرزادی
بیماری مادرزادی,بیماری ارثی
مارماهی بزرگ
مارماهی بزرگ,مارماهی دریایی
مسدود کردن
شلوغ
احتقان
قیمتگذاری ترافیک,عوارض شهری
یک کنگیوس، یک اندازهگیری ظرفیت امپراتوری بریتانیا (مایع یا خشک) برابر با 4 کوارت یا 4.545 لیتر,کنگیوس، واحد اندازهگیری ظرفیت در سیستم امپراتوری بریتانیا معادل 4 کوارت یا 4.545 لیتر
شرکت خوشهای • جمع شدن,انباشته شدن • ناهمگن,درهمتنیده
انباشت,ادغام
تبریک گفتن
تبریک,شادباش
تبریک
گرد هم آمدن
اعضای کلیسا
کنگره ایالات متحده آمریکا
مربوط به کنگره
حوزه انتخاباتی,منطقه کنگره
نماینده کنگره,نماینده
کنگرهزن,نماینده کنگره
همخوانی,هماهنگی
همخوان,همشکل
موافقت
متناسب,همخوان
مقطع مخروطی,منحنی مخروطی • مخروطی,به شکل مخروط
مقطع مخروطی
مخروطیشکل
درخت سوزنی برگ,درخت مخروطی
مربوط به گیاهان مخروطی
فرضی
حدس • حدس زدن
پیوستن
مشترکا,با هم
ازدواجی
صرف کردن (دستورزبان) • مزدوج,محلول مزدوج • مزدوج
حالتهای صرفشده (یک فعل)
همزمانی
ملتحمه,غشای ملتحمه
قید پیوندی,قید رابط
شعبده,توهم
توطئه چیدن,دسیسه کردن
احضار کردن
جادوگر,شعبده باز
ترفند جادویی,چابکی دست
بینی,دماغ • از هوش رفتن,بیهوش شدن
شاهبلوط بازی
کلاهبردار,متقلب
وصل کردن
متصل,مرتبط
گفتار متصل,صحبت مرتبط
پرواز غیرمستقیم
ارتباط
اتصالی,پیوندی • اتصال دهنده
اتصال گرایی,نظریه اتصال گرایی
اتصال,قابلیت اتصال
کانکتوم,نقشه جامع اتصالات عصبی
اتصال دهنده,کابل رابط
تبانی,همدستی
تبانی کردن
توطئهگر,حیلهگر
خبره
معنای ضمنی
معنای ضمنی داشتن
وابستهبه زناشویی
مخروطی شکل,شکلی که پایه آن دایره است و اضلاع آن به یک نقطه باریک میشود
فتح کردن
فاتح
فتح
همخون,از یک خون
همخون
نسبت خونی
وجدان
عذاب وجدان,پشیمان
موشکاف
با وجدان,با دقت
هوشیار
آگاهانه
هوشیاری
به خدمت اجباری فراخواندن • سرباز وظیفه,مشمول خدمت سربازی
تقدیس کردن • تقدیسشده,مقدس
تقدیس
متوالی
زوایای متوالی,زوایای مجاور
بهصورت متوالی
مبنی بر رضایت طرفین
به صورت توافقی,با توافق همه طرفهای درگیر
اتفاقنظر
رضایت • رضایت دادن
پیامد
متعاقب
متعاقب
در نتیجه
در نتیجه
حفاظت,نگهداری