خودروی کروکی • قابلتبدیل
محدب
چندضلعی محدب
(اطلاعات) انتقال دادن
سند انتقال (به کسی) دادن
دفتردار رسمی,وکیل متخصص در انتقال مالکیت
نوار نقاله,حمل کننده
نوار نقاله,تسمه نقاله
تسمه نقاله
محکوم کردن • مجرم
محکومیت
متقاعد کردن
مطمئن
متقاعدکننده • متقاعد کردن, باوراندن
بهطور متقاعدکننده
خوشمشرب
شادی,جشن
فراخوانی
فراخواندن,جمع کردن
پیچیده
بههمپیچیدگی
بههم پیچیدن
کاروان,اسکورت • اسکورت کردن
از خنده به خود لرزیدن,از خنده منقلب شدن
تشنج,لرزش
تنجشی (ماهیچه)
کلاهبردار زن,فریبکار زن
خرگوش,خرگوش صحرایی
بقبقو (صدای کبوتر) • بقبقو کردن
همزمان رخ دادن,همزمان
یک شخص حقیر,یک شخص ضعیف
واژن,کص
غذا پختن • آشپز
نقشه کسی را نقش بر آب کردن
کباب پختن,پختن روی باربیکیو
دستکاری کردن حسابهای مالی
به سرعت آماده کردن,بداهه یک وعده غذایی درست کردن
پختن-سرد کردن,پخت و خنک کردن سریع
کتاب آشپزی
پخته
اجاقگاز
هنر آشپزی
کتاب آشپزی
کوکی (نوعی کلوچه)
*ظرف نگهداری کوکی
سالاد کوکی
سینی فر
قالب کوکی و شیرینی • استاندارد,تولید انبوه
آشپزی
سیب آشپزی
*روغن آشپزی
مدرسه آشپزی,آموزشگاه آشپزی
برنامه آشپزی,شوی آشپزی
وسایل آشپزی,ابزار آشپزخانه
*باربیکیو
ظروف آشپزی
بیسکویت,کلوچه
شیشه کلوچه,ظرف کوکی
خنک • خنکی • خنک شدن
خونسرد و بیخیال
سرمهای سیر
خنک کردن
معطل ماندن
آرام شدن
سردکن,یخچال
آرام,بیاحساس
خنک کردن,سرد کردن
بالش خنککننده
توری خنککننده
برج خنککننده
بازه رسیدگی (برای حل اختلافنظر)
با خونسردی,بی احساس
خنکی,سردی
معتاد به پورنوگرافی,شخصی که بیش از حد استمناء میکند
مرغدانی
زندانی کردن
*باز کوپر
همکاری کردن
همکاری
دوطرفه • شرکت تعاونی
بازی همدستی
یادگیری مشارکتی,یادگیری همیارانه
به صورت مشارکتی
مدیریت کردن • لباسهای ست • هماهنگ,معادل
صفت هماهنگ,صفت هماهنگی
حرف ربط همپایه,هماهنگ کننده
هماهنگ
مختصات
هماهنگسازی
ترکیب هماهنگی,مجموعه هماهنگی
هماهنگ کننده,سازمان دهنده
چنگر
افسر پلیس • دستگیر کردن,بازداشت کردن
ماشین پلیس,خودروی پلیس
عالی
از عهده (چیزی) برآمدن • یک آجر تاج,یک ردیف بالایی
کپنهاگ