بازی کازینویی
جعبه کوچک,جعبه جواهرات • در تابوت گذاشتن,در صندوق قرار دادن
یک روح,یک فرد بسیار رنگ پریده
دریای خزر,خزر
مانیوک
ظرف کسرول
کازینو,بازی کازینو
تاسکباب لوبیا و گوشت
شترمرغ شاخدار
پرتاب کردن,انداختن • بازیگران
تأثیر منفی گذاشتن
بی هدف جستجو کردن,در جستجوی گمگشته
دور انداختن,به کنار گذاشتن
زیر سوال بردن
دور انداختن
خیال واهی داشتن
به چیزی شک کردن
چدن
رها کردن,طرد کردن
اولین رج بافتنی را بافتن
پرتاب کردن,راندن
کاغذ سهبعدی
خوبی به نااهل کردن
چدنی,بسیار محکم
معده آهنی
قاشقک (ساز)
نظام اجتماعی برپایهی تمایزات طبقاتی
*شکر پودری
محکوم کردن
توبیخ
ریختهگری
مسئول انتخاب بازیگر
قلعه • قلعه رفتن,انجام قلعه
آرزوی دستنیافتنی
قلعه (شطرنج)
شکر بسیار نرم,شکر پودری
کاستراتی
راحتی (لباس)
*غذاخوری
بهصورت غیر رسمی
تلفات
روش حل مسائل اخلاقی
گربه • استفراغ کردن,قى کردن
دزد,سارق خانه
در حیوانات خانگی
دریچه گربه,در گربه
کک گربه,شپش گربه
غذای مخصوص گربه
اسکنر گربه,توموگرافی گربه
زندگی پر از دعوا
برچینک
چشم گربه,کریزوبریل چشم گربه
گربهشور
تک و بیرقیب
بیهمتا
کاتاکرزیس,سوءاستفاده زبانی
تحول ناگهانی
فاجعه بار,ویرانگر
کاتاکومب
مرتبسازی کلمات از مهمترین تا کماهمیتترین
کاتافالک,سکوی تشییع جنازه
زبان کاتالان • کاتالان
طاق کاتالان (طاق کمقوس از جنس آجر)
بروشور • سازماندهی کردن
فهرستنویسی
کاتالوگ رزونه
فروکافت
کاتالیزور
کاتالیزوری,شتاب دهنده
مبدل کاتالیزوری
کاتالیز کردن
قایق دوبدنه
پوما,شیر کوهی
پیش مرجعی (دستورزبان)
کاتاپلانا
پرتاب کردن,با نیرو پرتاب کردن • منجنیق
آبشار
زکام (پزشکی)
فاجعه
نظریه فاجعه
فجیع
فاجعهبار، بهصورت فاجعهآمیز
روانگسیختگی کاتاتونی
گربهمرغ
سوت تحسین,فریاد توهینآمیز • سوت زدن با قصد آزار جنسی,با سوت آزار دادن
مچ کسی را گرفتن • مشکل (پنهان)
بالاخره شانس آوردن
در اثر سرما بیمار شدن
تب داشتن
یک بازی را تماشا کردن
نگاه کوتاهی انداختن
غذا پیدا کردن
کسی را سوار کردن
با حریف قدرتر از خود طرف شدن
توجه کسی را جلب کردن