conduitcongee
از 58
conduitcongee
conduit[n]

مجرای ارتباطی

conduit bender[n]

لوله خم‌کن دستی

conduplicatio[n]

اتباع

cone[n][v]

قیف • مخروطی کردن,به شکل مخروط درآوردن

cone cell[n]

سلول مخروطی,گیرنده نوری مخروطی

cone marker[n]

مخروط نشانگر,نشانگر مخروطی

cone shape[n]

شکل مخروطی,مخروط

cone-shaped[adj]

مخروطی‌شکل

conelike[adj]

مخروطی,به شکل مخروط

coney[n]

*خرگوش اروپایی

confab[n][v]

گفتگوی غیررسمی,صحبت دوستانه • گپ زدن,چت کردن

confabulate[v]

یک مکالمه کوتاه با کسی داشتن

confabulation[n]

ساختگی خاطره,خاطره جعلی

confect[n][v]

شیرینی,نبات • تهیه شیرینی,درست کردن یک شیرینی

confection[n][v]

ترکیب • آماده کردن شیرینی,درست کردن شکلات

confectionary[n]

فروشگاه شیرینی,نانوایی

confectioner[n]
confectioners' sugar[n]

شکر قنادی

confectionery[n]

قنادی (حرفه‌ای)

confederacy[n]

کنفدارسیون

confederate[adj][n][v]

کنفدراسیون,مربوط به کنفدراسیون • یک حامی کنفدراسیون,یک حامی ایالات مؤتلفه آمریکا • گروه تشکیل دادن

confederation[n]

کنفدراسیون

confer[v]

اعطا کردن

conferee[n]

شرکت‌کننده در کنفرانس

conference[n]

همایش

conference call[n]

تماس گروهی

conference center[n]

مرکز همایش,مرکز کنفرانس

conference committee[n]

کمیته کنفرانس,کمیته مشترک

conference proceedings[n]

مجموعه مقاله‌های همایش

conference room[n]

تالار کنفرانس

confess[v]

اعتراف کردن

confession[n]

اعتراف‌نامه

confession album[n]

دفتر عقاید

confessor[n]

اعتراف گیرنده,کشیشی که اعتراف می‌شنود و بخشش می‌دهد

confetti[n]

کاغذرنگی ریز

confidant[n]

محرم اسرار

confidante[n]

رازدار,همدم مورد اعتماد

confide[v]

در میان گذاشتن

confide in[v]

سفره دل را باز کردن

confidence[n]

اعتمادبه‌نفس

confident[adj]

بااعتمادبه‌نفس

confidential[adj]

محرمانه,سری

confidentiality[n]

محرمانه

confidentially[adv]

محرمانه,به صورت محرمانه

confidently[adv]

بااطمینان

configuration[n]

پیکربندی,چیدمان

configure[v]

برای عملکرد بهتر چیزی را تنظیم کردن

confine[v]

محدود کردن

confine to[v]

محدود کردن به,محدود کردن در

confined[adj]

محدود

confinement[n]

حبس, محدودیت آزادی

confirm[v]

تأیید کردن

confirmable[adj]

قابل تأیید,قابل اثبات

confirmation[n]

تصدیق

confirmation bias[n]

سوگیری تأییدی,تمایل تأییدی

confirmation hearing[n]

جلسه تأیید صلاحیت

confirmative[adj]

تاییدی,تصدیق کننده

confirmatory[adj]

تأییدی,تصدیقی

confirmed[adj]

تایید شده,تغییر ناپذیر

confirming[adj]

تایید کننده, بررسی کننده

confiscate[v][adj]

مصادره کردن • مصادره شده,ضبط شده

confiscation[n]

مصادره,ضبط

confit[n]

کانفیت

confiture[n]

*مارمالاد

conflagrate[v]

آتش گرفتن,شعله ور شدن

conflagration[n]

آتش‌سوزی عظیم

conflate[v]

درهم آمیختن

conflict[n][v]

تقابل • مغایرت داشتن

conflict of interest[phrase]

تضاد منافع

conflict resolution[n]

حل تعارض

conflicted[adj]

متناقض,تقسیم شده

conflicting[adj]

متناقض,متفاوت

confluence[n]

هم‌ریزشگاه,محل تلاقی جریان‌ها

confluent[adj][n]

باهم‌جاری‌شونده • شاخه

conform[v]

همرنگ جماعت شدن

conformability[n]

تطبیق‌پذیری

conformable[adj]

سازگار

conformance[n]

تطابق

conformation[n]

همریختی,پیکربندی فضایی

conformist[n][adj]

پیرو (دین) • همرنگ,مطابق با هنجارها

conformity[n]

انطباق

confound[v]

سردرگم کردن

confounded[adj]

گیج,سردرگم

confounding[adj]

بسیار پیچیده

confront[v]

روبه‌رو شدن با

confrontation[n]

تقابل

confrontational[adj]

خصمانه

confuckled[adj]

گیج,سردرگم

confuse[v]

(کسی را با کس دیگر) اشتباه گرفتن

confused[adj]

گیج

confusedness[n]

سردرگمی,گیجی

confusing[adj]

گیج‌کننده

confusingly[adv]

به صورت گیج کننده,به روشی نامفهوم

confusion[n]

آشفتگی

confute[v]

رد کردن

conga[n][v]

رقص گروهی لاتین با حرکت خطی • رقص کونگا

conga drum[n]

طبل کنگا

conge[n][v]

اجازه • تعظیم کردن با تشریفات

congeal[v]

منعقد شدن

congee[n][v]

اجازه,مجوز رسمی برای ترک • تعظیم کردن,تعظیم کردن

LanGeek
دانلود برنامه