مجرای ارتباطی
لوله خمکن دستی
اتباع
قیف • مخروطی کردن,به شکل مخروط درآوردن
سلول مخروطی,گیرنده نوری مخروطی
مخروط نشانگر,نشانگر مخروطی
شکل مخروطی,مخروط
مخروطیشکل
مخروطی,به شکل مخروط
*خرگوش اروپایی
گفتگوی غیررسمی,صحبت دوستانه • گپ زدن,چت کردن
یک مکالمه کوتاه با کسی داشتن
ساختگی خاطره,خاطره جعلی
شیرینی,نبات • تهیه شیرینی,درست کردن یک شیرینی
ترکیب • آماده کردن شیرینی,درست کردن شکلات
فروشگاه شیرینی,نانوایی
شکر قنادی
قنادی (حرفهای)
کنفدارسیون
کنفدراسیون,مربوط به کنفدراسیون • یک حامی کنفدراسیون,یک حامی ایالات مؤتلفه آمریکا • گروه تشکیل دادن
کنفدراسیون
اعطا کردن
شرکتکننده در کنفرانس
همایش
تماس گروهی
مرکز همایش,مرکز کنفرانس
کمیته کنفرانس,کمیته مشترک
مجموعه مقالههای همایش
تالار کنفرانس
اعتراف کردن
اعترافنامه
دفتر عقاید
اعتراف گیرنده,کشیشی که اعتراف میشنود و بخشش میدهد
کاغذرنگی ریز
محرم اسرار
رازدار,همدم مورد اعتماد
در میان گذاشتن
سفره دل را باز کردن
اعتمادبهنفس
بااعتمادبهنفس
محرمانه,سری
محرمانه
محرمانه,به صورت محرمانه
بااطمینان
پیکربندی,چیدمان
برای عملکرد بهتر چیزی را تنظیم کردن
محدود کردن
محدود کردن به,محدود کردن در
محدود
حبس, محدودیت آزادی
تأیید کردن
قابل تأیید,قابل اثبات
تصدیق
سوگیری تأییدی,تمایل تأییدی
جلسه تأیید صلاحیت
تاییدی,تصدیق کننده
تأییدی,تصدیقی
تایید شده,تغییر ناپذیر
تایید کننده, بررسی کننده
مصادره کردن • مصادره شده,ضبط شده
مصادره,ضبط
کانفیت
*مارمالاد
آتش گرفتن,شعله ور شدن
آتشسوزی عظیم
درهم آمیختن
تقابل • مغایرت داشتن
تضاد منافع
حل تعارض
متناقض,تقسیم شده
متناقض,متفاوت
همریزشگاه,محل تلاقی جریانها
باهمجاریشونده • شاخه
همرنگ جماعت شدن
تطبیقپذیری
سازگار
تطابق
همریختی,پیکربندی فضایی
پیرو (دین) • همرنگ,مطابق با هنجارها
انطباق
سردرگم کردن
گیج,سردرگم
بسیار پیچیده
روبهرو شدن با
تقابل
خصمانه
گیج,سردرگم
(کسی را با کس دیگر) اشتباه گرفتن
گیج
سردرگمی,گیجی
گیجکننده
به صورت گیج کننده,به روشی نامفهوم
آشفتگی
رد کردن
رقص گروهی لاتین با حرکت خطی • رقص کونگا
طبل کنگا
اجازه • تعظیم کردن با تشریفات
منعقد شدن
اجازه,مجوز رسمی برای ترک • تعظیم کردن,تعظیم کردن