بحران آبوهوا
هوشمند اقلیمی,محترم به اقلیم
اقلیمی
اقلیمشناسی
اوج (در فیلم، نمایش و...) • به اوج رسیدن,به نقطه اوج رسیدن
بالا رفتن • عملِ بالارفتن
پایین آمدن
با حیلهگری از دیگران جلو زدن
بالا رفتن,صعود کردن
کوهنورد
کوهنوردی
لنگر صعود,نقطه لنگر برای صعود
قاب صعود,سازه بازی برای کودکان
تجهیزات ایمنی صعود,هارنس صعود
لاین صعود,لاین وسایل نقلیه کند
تور صعود,ساختار صعود از تور
طناب صعود,طناب کوهنوردی
کفش صخره نوردی,کفش کوهنوردی
ساختار صعود,وسایل بازی صعودی
دیوار صخرهنوردی
آب و هوا,شرایط آب و هوایی
محکم بستن,خم کردن • کلینچ,گرفتن
ابزار محکم کردن میخ,ابزار بستن پرچ
چسبیدن,محکم گرفتن • هلو گوشت چسبیده,هلو کلینگ
سلفون چسبی
چسبان
چسبنده,تنگ
درمانگاه
پزشکی
روانشناس بالینی,روان درمانگر بالینی
کارآزمایی بالینی
بالینی,به صورت بالینی
پزشک بالینی
کلیومتر,زاویه سنج
خشاب اسلحه • بریدن,چیدن
پر و بال کسی را چیدن
تک تک,صدای سم اسب
کلیپ,گیره • گیرهدار
گوشواره قفلی
تختهشاسی
قیچی مو یا ناخنگیر
بریده (روزنامه و مجله)
محفل
انحصاری,بسته
کلیتوریس,دکمه
لیسنده کلیتورس,متخصص تحریک کلیتورس
فرد پست,انسان بیارزش
واژهبست
کلیتوریس
تجمع کلیتورال,رسوب کلیتورال
پرده,عبا • پنهان کردن,پوشاندن
محرمانه,مرموز
زدن,کوبیدن • وسایل,دارایی
بی خانمان
کلاه لبهدار و تنگ زنانه
کلاه زنگولهای
ساعت • زمان سنجی کردن,اندازه گیری زمان
عقربه ساعت
زمان ورود خود را ثبت کردن
ساعت زدن (هنگام خروج)
ساعت زدن (هنگام ورود)
ساعت زدن (هنگام خروج)
رادیو ساعت دار,ساعت رادیویی
سرعت ریزپردازنده
زمان,زمان ساعت
ساعتساز
در جهت عقربههای ساعت,ساعتگرد • در جهت عقربههای ساعت,به سمت حرکت عقربههای ساعت
کلوخ,توده
کفش سنگین
مسدود کردن • کفش یا صندل زیرهچوبی
مسدود کردن
مسدود,گرفتگی
مسدود کننده,مانع شونده • رقص ضربهای با کفش
هنر میناکاری حجره حجرهای • کلوزونه
مجزاگری (سبک نقاشی)
صومعه • خلوت گزیدن,انزوا اختیار کردن
حیاط صومعه,باغ صومعه
طاق ضلعدار,طاق صومعه
محصور شده با راهروی سرپوشیده,محاط شده با حیاط داخلی
کلون (زیستشناسی) • کلون کردن,تکثیر ژنتیکی
تاگسازی
نزدیک • بستن • در نزدیکیِ • بنبست مسکونی
محرم راز
خیلی نزدیک بود
نزدیک,در مجاورت
برد و باخت نزدیک
تعطیل کردن
دوست نزدیک
به کسی یا چیزی نزدیک شدن
مسدود کردن
پایان دادن,خاتمه دادن
فاصله نزدیک,تماس نزدیک
بهخیر گذشتن
بستن حسابها
فاصله را کم کردن