لوبیا چشمبلبلی
گاوچران,دستيار گلهدار
آبله گاوی
گاوچران,کابوی
کاوانک,پانک کابویی
کاوری,صدف دریایی
کوری,صدف
گاوها,دام
طویله گاو,آغل گاو
چرند,دروغ
سکاندار,کاکس • سکاندار,به عنوان سکاندار عمل کردن
تاج,کاکل
خجالتی
کایوت
قهوهای کایوتی
موش بیور
گول زدن
راحت,دلپذیر
راحتی
*کوزوناک
دنج • پوشش عایق,روپوش چایساز
داستان مرموز دنج
نزدیک شدن به,چاپلوسی کردن
خرچنگ • شکایت کردن,غر زدن
سیب جنگلی
خرچنگشکن
*چنگال خرچنگ
توپک سوخاری خرچنگ
رانگون خرچنگ,ونتون پر شده با پنیر خامهای و گوشت خرچنگ
روباه خرچنگخوار
سیب وحشی,سیب کوچک ترش
ترشرو,زودرنج
زودرنج,عصبی
گوشت خرچنگ,گوشت کاب
ترک برداشتن • شکاف • ماهر
کراک کوکائین
شدیدا اقدام کردن
(با قدرت) ادامه دادن
لزبین,همجنسگرای زن
سخت گرفتن
بلند خندیدن
فاحشه معتاد به کراک,فاحشه کراکی
دیوانه,بی مسئولیت
سرکوب
ترک خورده,شکاف دار
الکیگندهشده
بلغور
تردک
بادامزمینی سوخاری
دیوانه,مجنون
ترک خوردگی,شکستن • عالی,خارقالعاده
ترق ترق,تق تق • ترق ترق کردن,تق تق کردن • ترک خورده,کراکل
صدای ترکیدن
کلوچه خشک و ترد
عجیب و غریب,اصیل
کشتی پوچ,زوج غیرمحتمل
گهواره • نوازش کردن,به آرامی در آغوش گرفتن
صنایع دستی • ساختن
آبجو دستساز
چوب صنایع دستی,چوب کاردستی
زیرکانه,مکارانه
صنعتگری,ساخت
کرفتیویسم (سبک هنری)
هنرور
صنعتگری,مهارت
حقهباز
صخره نورد,کوهنورد
مرغابی کوچک,پرنده کوچک
چپاندن,پر کردن
در برنامه محدود خود جای دادن
به زور جای دادن
بسیار شلوغ (فضای محدود)
راهنمای مطالعه فشرده,مرور آخرین لحظات
گرفتگی (عضله) • گرفتگی عضله داشتن,دچار گرفتگی عضله شدن
دستوپای کسی را بستن
تنگ
کرامپون,چنگال
گرفتگی
کرنبری
لوبیا چیتی
کشیدن,دراز کردن • درنا
مگس درنا
نمای جرثقیل
جمجمهای
عصب مغزی
کرانیات,مهره دار
جمجمه
میل لنگ • چرخاندن,گرداندن • ناپایدار,متمایل به کج شدن
به تعداد زیاد تولید کردن
با دسته بچرخانید,با میل لنگ بچرخانید
میل لنگ,محور میل لنگ
ناپایدار,نوسانی
چرند,مزخرف • مدفوع کردن,رفتن به دستشویی
شکست خوردن فاحش,گند زدن
کرپ,پارچه نازک سبک با سطح چروک • فر کردن,محکم پیچیدن