منتقدانه
انتقاد
انتقاد کردن
نقد • نقد کردن
موجود,حیوان
قارقار کردن • قارقار
کشور کرواسی
کروات,کرواتی • کروات
قلاببافی • قلاببافی کردن
قلاببافی
خمره,کوزه • با خاک کثیف کردن,با گل لکه دار کردن
ثروت دستنیافتنی
اجاق برقی,قابلمه برقی
ظروف غذاخوری
آذین حکاکیشده بهشکل برگ و گل (معماری گوتیک)
کروکدیل
اشک تمساح
کروکوس,زعفران
مزرعه کوچک (به ویژه در اسکاتلند)
التهاب روده
کروسان
ورزشگاه کروک,کروک پارک
کروکینول,یک بازی مهارتی کلاسیک کانادایی که روی یک صفحه گرد چوبی با یک سوراخ در مرکز بازی میشود، جایی که بازیکنان از انگشتان خود برای پرتاب دیسکها استفاده میکنند، با هدف کسب امتیاز با فرود آوردن آنها در مناطق با امتیاز بالاتر و خارج کردن دیسکهای حریفان از بازی
کرومورن
کرونات
دوست صمیمی
سرمایهداری رفاقتی
مجرم,کلاهبردار • خم کردن,تا کردن
کج و نامتعادل
فاسد
زیر لب آواز خواندن
برداشت کشاورزی • کوتاه کردن (مو)
پاشش هوایی,غبارپاشی محصولات
قسمتی از چیزی را حذف کردن
تاپ کوتاه
پیش آمدن
زمین کشاورزی,زمین زراعی
کشت شده,کشاورزی
شلوار کوتاه
کروکت • کروکت بازی کردن,شرکت در یک بازی کروکت
کراکت
عبور کردن • متقاطع • صلیب • از میان,به آن سوی
از کوره دررفته
بادی بگ
نان شیرین با ادویه و کشمش,نان تزئین شده با شکر به شکل صلیب
مسابقه کراس کانتری,کراس کانتری
بازپرسی متقابل,پرسشگری توسط وکیل طرف مقابل
امید داشتن
قسم خوردن که راست میگوید
نشستن و پا روی پا انداختن
به ذهن کسی خطور کردن
از لیست خط زدن
خط زدن
از یک طرف به طرف دیگر رفتن
سر راه کسی قرار گرفتن
چکش سرپهن
مقطع
خیابان متقاطع,خیابان عمود بر هم
درگیر بحث شدن
وقتش برسد فکری کردن
از حد و حدود گذشتن
از خط قرمز عبور کردن
باری که باید به دوش کشید
کتانی
فرامرزی,فرامرزی
دوباره چک کردن • بررسی دوباره
در بیرون شهر (ورزش) • کراس کانتری,مسابقه دو استقامت
پرواز مسافت طولانی,پرواز کراس-کانتری
دوصحرانوردی
اسکی صحرانوردی,اسکی نوردیک
ضربه متقاطع,ضربه مورب
بینفرهنگی,فرافرهنگی
تدوین موازی
بین رشتهای,چند رشتهای
کسی که لباس های جنس مخالف را میپوشد
بازپرسی متقابل,بازپرسی مخالف
لوچ
مقایسه بین زبانی,تحلیل تقابلی بین زبانی
چندپلتفرمه (بازی کامپیوتری)
گرده افشانی متقابل,بارور کردن از طریق انتقال گرده
عرضی,مقطع
به شکل صلیب,صلیبی شکل
قدم متقاطع,حرکت متقاطع
کوک ضربدری
صلیبپرست,متعصب صلیب
پاپیست,کاتولیک
*سهره نوکقیچی
دورگه,ترکیبی • جفت انداختن (حیوان)
علامتی به شکل X,تابلو عبور راه آهن
اره دستی قطع عرضی,اره دستی برای برش زاویه راست
اره چوببر
همزمان مست و های,تحت تأثیر همزمان الکل و حشیش
کراسفیت
چهارراه
مامور عبور
با دلخوری
کراسمینتون,اسپیدمینتون