کولیبیاک
سس کولی
کولن
شورا • شهرداری, شورایی
آپارتمان دولتی,مسکن اجتماعی
شورای شهر,نماینده محلی
وکیل,مشاور حقوقی • مشاوره دادن
اعتراف به شکست
نصحیت خوب اما نشدنی
مشاوره
مشاور
شمارش کردن • شمارش (اعداد)
به ضرر کسی یا چیزی تمام شدن
قدر داشتهها را دانستن
جوجه را آخر پاییز شماردن
معکوس شمردن
روی کسی حساب کردن
اسم قابلشمارش
به ترتیب شمردن
روی کسی یا چیزی حساب کردن
کسی را از عمد رد کرد
موثر بودن
جمع زدن
روی کسی حساب کردن
قابل شمارش,قابل محاسبه
شمارش معکوس (قبل از پرتاب موشک و...)
شمارهدوزی
تأیید کردن • صورت
پیشخوان • پاسخ دادن,مقابله کردن • مخالف,مقابل • مخالف,در جهت مخالف
*صندلی پایهدار
مقابله کردن
برهان نقض
ضدحمله • حمله متقابل کردن
وزنه تعادل • جبران کردن,متوازن کردن
حمله متقابل (نظامی)
دادخواست متقابل (حقوقی) • طرح ادعای متقابل,ایجاد یک ادعای متقابل
در خلاف جهت عقربههای ساعت,جهت مخالف • در خلاف جهت حرکت عقربه های ساعت,بر خلاف جهت عقربه های ساعت
پادفرهنگ
مثال نقض
جعل,تقلبی • جعل کردن • جعلی,تقلبی
محافظ مقابل,استحکامات پیشرفته
بر خلاف عقل سلیم
برخلاف انتظار,به صورت غیر شهودی
دستور مخالف,لغو • فرمان (کسی را) لغو کردن
روتختی,پوشش تخت
همتا
کنترپوان • در تضاد بودن
زیانبخش
*برنامهریزی مخالف
ضربه متقابل,پاسخ حمله
مشت زن متقابل,بوکسور ضد حمله
امضای تأییدیه,امضای دوم • امضای دوم زدن,به عنوان امضا کننده دوم امضا کردن
مته مخروطی,سر مته فرورفتگی
کنترتنور • کنترتنور,مربوط به کنترتنور
مبارزه با تروریسم,مقابله با تروریسم
ضد تروریستی,مبارزه با تروریسم
کانتر
(بر ضد چیزی) مفید بودن
وزنه تعادل,جرم تعادلی • وزن متقابل تشکیل دادن,به عنوان وزن متقابل عمل کردن
کنتس (عنوان زن اشرافی)
شمردن,شمارش • شامل,با احتساب
چوب شمارش,میله محاسبه
بازی حذف شمارشی
بیشمار
کشور
موسیقی کانتری
کشور بلوز,بلوز کشور
دهاتی,روستایی
رقص سنتی روستایی آمریکایی یا بریتانیایی
خانه ییلاقی
جاده روستایی,مسیر روستایی
موسیقی کانتری
کشور مبدا,وطن
*کانتری پاپ
کانتری رپ
جاده روستایی,راه روستا
کانتری راک
کشور سول,روح کشور
رقص محلی انگلیسی و آمریکایی • رقص کانترادانس انجام دادن,اجرای رقص کانترادانس
روستاییان,مردم روستایی
مناطق روستایی
شهرستان,تقسیمات اداری
کودتا
کودتا
نمایش موفق
کوپه,ماشین کوپه
یک ماشین قدیمی با محفظه راننده بسته و بخش عقب باز یا قابل تبدیل، معروف به زیبایی و اهمیت تاریخی در طراحی خودرو
کوپه یوتیلیتی,پیکاپ با کابین کوپه
جفت • جفت گیری کردن,تولید مثل کردن
پیوند دادن,اتصال دادن
متصل کردن,جفت کردن
بیت (معمولاً هموزن و قافیهدار)
اتصال,کوپلینگ
میله کوپلینگ,میله اتصال
کالابرگ
شهامت
جرئت پای باورها ایستادن
شجاع
شجاعانه