پنجره قطب نما,پنجره گل سرخ
دلسوزی
دلسوز • همدردی کردن,دلسوزی کردن
با دلسوزی,با شفقت
دلسوزی,حساسیت
سازگاری
سازگار
هموطن,همشهری
مجبور کردن
متقاعدکننده
به روش جذاب,به شیوه گیرا
خلاصه,مختصر
فشرده
بازی کارت خلاصه,بازی کارت چندگانه
جبران کردن,غرامت دادن
خسارت
خسارات جبرانی,غرامت جبرانی
مجری • مجری بودن,سرگرم کردن
رقابت کردن
شایستگی
شایسته
با شایستگی,به طور ماهرانه
رقابت
صخره نوردی رقابتی,رقابت صعود
رقابتی
به صورت رقابتی, به شیوه رقابتی
رقابتطلبی
رقیب
رقابتی,رقابتآمیز
گردآوری
گردآوری کردن,تهیه کردن
کامپایلر
رضایت از خود,خشنودی
ازخودراضی
با رضایت از خود,به طور خودخوشنود
شكايت كردن
اظهار ناراحتی کردن (از درد، بیماری و غیره)
شاکی,مدعی
ناراحتی (جسمی)
حرفشنوی
حرفشنو
متمم (دستورزبان) • تکمیل کردن
مکمل,تکمیلی
مکمل,رنگ مکمل • مکمل
رنگ مکمل,رنگ متضاد
طب جایگزین
مکمل کننده,کلمه اتصال
تمام کردن • کامل
شمارش کامل خون
خیابان کامل,جاده کامل
کاملاً
تکمیل کننده,پایان دهنده
پایان
*هاتداگ شیلی
پیچیده • مجموعه,شبکه • پیچیده کردن,مشکل تر کردن
عدد مختلط,مختلط
فعل متعدی مرکب,فعل متعدی با متمم
رنگ پوست • رنگ دادن,رنگ آمیزی کردن
پیچیدگی,دشواری
پیروی (از قانون و غیره)
پیرو مقررات
پیچیده کردن
پیچیده
بغرنجسازی
همدست,شریک جرم
شرکت در جرم
تعریفوتمجید • تعریف کردن
تحسینآمیز
اطاعت کردن
مؤلفه,عنصر
جزء تشکیل دهنده,عنصر سازنده
کابل ویدئو کامپوننت,کابل ویدیوی مؤلفه
رفتار کردن
آهنگسازی کردن
خونسرد
سالاد ترکیبی,سالاد آراسته
آهنگساز
ترکیب,چیدمان
کامپوزیت,ترکیب • مرکب,ترکیبی
عدد مرکب,عدد غیر اول
طرح ترکیبی,طرح مرکب
کابل ویدیوی کامپوزیت,کابل ویدیوی آنالوگ کامپوزیت
طبیعت,خلق و خو
مقوای سفت,تخته ترکیبی
عروسک ترکیبی,عروسک ساخته شده از مواد ترکیبی
دفتر ترکیب,دفتر نگارش
حروفچین
کود (گیاهی یا حیوانی) • به کود تبدیل کردن
سطل بازیافت
کپه کود
خونسردی
کمپوت
مسئله را سختتر کردن • ترکیب • مرکب
صفت مرکب,صفت پیچیده
شکلات مصنوعی
تعیین کننده مرکب,تعیین کننده پیچیده
*چشم مرکب
شکستگی باز