creme bruleecritical thinking
از 58
creme bruleecritical thinking
creme brulee[n]

*کرم بروله

creme caramel[n]

*کرم کارامل

creme de cacao[n]

شراب شکلاتی

creme de menthe[n]

شراب نعنایی

creme fraiche[n]

خامه‌ترش

crenel[n][v]

دندانه‌ی بالای دیوار استحکامات • مجهز کردن به کنگره, تامین کردن با کنگره

creole[n][adj]

زبان کریول • کریول

creolization[n]

فرآیند شکل‌گیری زبان کریول

creon[n]

کرئون (از اساطیر یونان)

crep[n]

کفش ورزشی,اسنیکر

crepe[n][v]

کرپ (پارچه) • کrep کردن

crepe paper[n]

کاغذ کشی

crepuscle[n]

گرگ و میش

crepuscular[adj]

شبیه گرگ‌و‌میش

crepuscule[n]

گرگ و میش

crescendo[n][adj][v]

اوج‌روی (موسیقی) • کرشندو,افزاینده • کرشندو,افزایش در شدت

crescent[n][adj]

هلال • هلالی‌شکل

crescent roll[n]

کروسان,نان شیرینی هلالی شکل

crescent-shaped[adj]

به شکل هلال,هلالی شکل

cress[n]

شاهی (سبزی)

cresset[n]

مشعل

crest[n][v]

کاکل • به قله رسیدن,از قله گذشتن

crest of a wave[phrase]

دوران اوج

crested penguin[n]

*پنگوئن‌ کاکل‌دار

crestfallen[adj]

غمگین و ناامید

cresting[n]

تزیینات سقف,عناصر تزئینی لبه بام

cretaceous[n][adj]

کرتاسه,دوره کرتاسه • کرتاسه (دوره زمین‌شناسی)

cretin[n]

احمق,کودن

creutzfeldt-jakob disease[n]

بیماری کروتزفلد جاکوب

crevasse[n]

شکاف عمیق

crevice[n]

شکاف

crew[n][v]

خدمه • به عنوان عضو خدمه خدمت کردن,جزئی از خدمه بودن

crew cut[n]

مدل موی نظامی

crew member[n]

عضو خدمه,عضو تیم

crew neck[n]

یقه‌گرد

crew neckline[n]

یقه گرد,یقه مستقیم

crew sock[n]

جوراب ساق دار

crewel embroidery[n]

گلدوزی با نخ پشمی

crewet[n]

بطری سرکه,بطری روغن

crewman[n]

خدمه کشتی

crib[n][v]

گهواره • تقویت کردن,محکم کردن با قاب چوبی

cribbage[n]

کریبج (نوعی بازی ورق)

cribbage board[n]

تخته کریبیج,تخته امتیاز کریبیج

crick[n][v]

درد ناگهانی عضله • گرفتگی ایجاد کردن,اسپاسم دادن

cricket[n][v]

جیرجیرک • کریکت بازی کردن,تمرین کریکت کردن

cricket ball[n]

توپ کریکت,توپ کریکت

cricketer[n]

بازیکن کریکت,کریکت باز

cricoid cartilage[n]

غضروف کریکوئید,حلقه کریکوئید

crime[n]

جرم

crime business[n]

کسب و کار جنایی,سازمان جنایی

crime drama[n]

درام جنایی,سریال پلیسی

crime fiction[n]

داستان جنایی

crime film[n]

فیلم جنایی

crime lab[n]

آزمایشگاه جنایی,آزمایشگاه جرم

crime rate[n]

نرخ جرم و جنایت

crime scene[n]

صحنه جرم,محل وقوع جرم

crime wave[n]

موج جرم,افزایش جرم

crime-fighting[adj]

مبارزه با جرم,ضد جرم

crime-ridden[adj]

پر از جرم,مشخص شده با سطح بالایی از فعالیت جنایی

criminal[n][adj]

مجرم • مجرمانه

criminal conversation[n]

گفتگوی جنایی,زنا

criminal damage[n]

آسیب جنایی,آسیب عمدی به اموال

criminal law[n]

قانون کیفری,حقوق جزایی

criminal offence[n]

جرم کیفری,عمل مجرمانه

criminal offense[n]

جرم کیفری,جرم

criminal record[n]

سابقه کیفری

criminally[adv]

به صورت جنایی,جنایتکارانه

criminology[n]

جرم‌شناسی,مطالعه جرم

crimp[v][n]

فر کردن (مو) • فر,حلقه مو

crimped[adj]

چین دار,فرخورده

crimper[n]

فر کننده مو,بیگودی

crimson[adj][n][v]

زرشکی • قرمز سیر,قرمز عمیق • سرخ شدن,قرمز شدن

crimson-magenta[adj]

سرخابی مایل به قرمز

crimson-purple[adj]

بنفش با کمی قرمز

crimson-yellow[adj]

زرد با کمی قرمز

cringe[v][n]

یکه خوردن • خجالت‌آور,کرینج

cringe-watch[v]

تماشا کردن با خجالت,نگاه کردن با شرمندگی

cringeworthy[adj]

شرم‌آور,ناراحت‌کننده

crinkly[adj]

چروکیده,چین دار

crinoline[n]

زیردامنی که به دامن شکل می‌دهد

cripple[v][n]

ناتوان کردن,فلج کردن • معلول,ناتوان

crippled[adj]

فلج‌شده

crippling[adj]

فلج‌کننده

cripps pink[n]

سیب بانوی صورتی

crisis[n]

بحران

crisp[adj][n][v]

تازه,خنک • چیپس • برشته کردن

crispbread[n]

نان خشک

crispen[v]

ترد کردن,قهوه ای و ترد کردن

crispy[adj]

ترد

criss-cross applesauce[phrase]

چهار زانو (نشستن)

crisscross[n][v][adv][adj]

تقاطع,درهم تنیدگی • خط‌خطی کردن • به صورت ضربدری,متقاطع • متقاطع,درهم تنیده

criteria[n]

معیارها,ملاک‌ها

criterion[n]

معیار

critic[n]

منتقد

critical[adj]

انتقادآمیز

critical care unit[n]

بخش مراقبت‌های ویژه

critical pedagogy[n]

پداگوژی انتقادی,آموزش انتقادی

critical reading[n]

خوانش تحلیلی

critical regionalism[n]

منطقه‌گرایی انتقادی,منطقه‌گرایی معماری انتقادی

critical thinking[n]

تفکر انتقادی,اندیشه انتقادی

LanGeek
دانلود برنامه