calorie-consciouscancel out
از 58
calorie-consciouscancel out
calorie-conscious[adj]

آگاه به کالری,مراقب کالری

calorific[adj]

پرکالری

calorimeter[n]

گرماسنج

calorimetry[n]

کالری‌سنجی

calosoma scrutator[n]

calosoma scrutator,سوسک بزرگ فلزی آبی-سبز که از کرم‌ها تغذیه می‌کند؛ در آمریکای شمالی یافت می‌شود

calotte[n]

گنبد

calotype[n]

روش کالوتایپ (عکاسی)

calque[n]

گرته‌برداری

calumniate[v]

بهتان زدن

calumny[n]

تهمت

calvados[n]

کالوادوس

calvary[n]

شهادت

calve[v]

زاییدن گوساله

calypso[n]

کالیپسو,پری دریایی که ادیسه را برای هفت سال نگه داشت

calypso leap[n]

پرش بلند با چرخش پا به پشت

calzone[n]

*کالزونه

cama fox[n]

روباه کاما,گونه کوچکی از روباه بومی جنوب آفریقا

camaieu[n]

تک‌رنگ‌نمایی

camaraderie[n]

رفاقت

camas[n]

*کاماسیا

camber[n][v]

کامبر,زاویه کج چرخ • به سمت بالا خم کردن در وسط,منحنی به سمت بالا

cambium[n]

کامبیوم,لایه داخلی پریوست

cambria[n]

یکی از چهار کشوری که پادشاهی متحده بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی را تشکیل می‌دهند؛ در دوران روم این منطقه به نام کامبریا شناخته می‌شد,ولز

cambrian[n][adj]

ولزی,ساکن ولز • ولزی,مربوط به ولز

cambridge[n]

کمبریج

cambridge diet[n]

رژیم کمبریج,روش کمبریج

camcorder[n]

دوربین فیلم‌برداری (سبک و قابل حمل)

came glasswork[n]

شیشه‌گری کامه

camel[n][adj]

شتر • شتری

camel spin[n]

چرخش شتر,پیچ شتر

camelback sofa[n]

*کاناپه کملبک

camellia[n]

کاملیا,درخت چای

camelopard[n]

زرافه,شترگاوپلنگ

camelus[n]

Camelus,سرده نوعی از Camelidae: شترها

camembert[n]

پنیر کامامبر

cameo[n]

شی یا جواهرات با طرح برجسته

cameo glass[n]

شیشه کامئو

cameo lighting[n]

نورپردازی تک‌سوژه‌ای

camera[n]

دوربین

camera angle[n]

زاویه دوربین

camera back[n]

قسمت پشتی دوربین

camera crane[n]

جرثقیل دوربین

camera dolly[n]

دالی دوربین,واگن دوربین

camera light[n]

چراغ دوربین

camera monitor[n]

صفحه نمایش دوربین

camera operator[n]

فیلم‌بردار‌

camera phone[n]

گوشی دوربین‌دار

camera trap[n]
cameraman[n]

فیلم‌بردار

camerawoman[n]

فیلم‌بردار (مؤنث)

camerawork[n]

سبک فیلمبرداری

camise[n]

پیراهن گشاد

camisole[n]

زیرپوش زنانه

camouflage[v][n]

استتار کردن • استتار,پنهان‌سازی

camouflaged[adj]

استتار شده,پنهان

camp[n][v][adj]

اقامتگاه موقت • در چادر ساکن شدن • کیتچ,کمپ

camp bed[n]

تخت کمپینگ,تخت تاشو

camp out[v]

["چادر زدن", "اردو زدن"]

campaign[n][v]

کمپین • کمپین تبلیغاتی تشکیل دادن

campaign setting[n]

تنظیمات کمپین,دنیای بازی

campaigner[n]

فعال (در زمینه خاص)

campaigning[n]

کمپین انتخاباتی

campari[n]

کامپاری,یک لیکور ایتالیایی جسور و تلخ، به رنگ قرمز روشن، ساخته شده از گیاهان و میوه های دم کرده

camper[n]

ماشین کمپ

camper trailer[n]

کاروان مسافرتی

camper van[n]
campfire[n]

آتش اردوگاه

campground[n]

اردوگاه

camping[n]

کمپینگ

camping area[n]

منطقه کمپینگ,محل کمپ زدن

camping bus[n]

اتوبوس کمپینگ,وسیله نقلیه تفریحی

camping ground[n]

زمین چادر زدن,محل کمپینگ

camping site[n]

محل کمپینگ,سایت کمپینگ

camping stove[n]

اجاق کمپینگ,بخاری کمپینگ

campsite[n]

اردوگاه

campus[n]

پردیس دانشگاهی

can[v][n]

توانستن • قوطی

can i speak to the manager haircut[n]

مدل مو 'می‌توانم با مدیر صحبت کنم',آرایش مو 'می‌خواهم با مسئول صحبت کنم'

can of worms[phrase]

ماجرای دردسرساز

can opener[n]

قوطی‌‌بازکن

can-do[adj]

باانگیزه

can't even[v]

نمی‌توانم,حتی نمی‌دانم چه بگویم

canaanite[n]

کنعانی

canada[n]

کانادا

canadian[adj][n]

کانادایی • کانادایی,رودخانه کانادایی

canadian bacon[n]

بیکن کانادایی

canadian football[n]

فوتبال کانادایی,ورزش فوتبال کانادایی

canal[n][v]

آبراه • کانال کشیدن,مجهز کردن به کانال

canal boat[n]
canape[n]

کاناپه (نوعی خوراک)

canard[n]

خبر یا داستان دروغین

canary[n][adj]

قناری • زرد قناری

canary bird[n]

مرغ قناری,قناری

canary yellow[n]

زرد قناری,زرد روشن

canary-yellow[adj]

زرد قناری,به رنگ زرد قناری

canasta[n]

کاناستا (نوعی بازی ورق)

cancan[n]

رقص گروهی در کاباره‌های پاریس

cancel[v]

لغو کردن

cancel culture[n]

فرهنگ لغو,فرهنگ تحریم

cancel out[v]

اثر چیزی را از بین بردن

LanGeek
دانلود برنامه