آگاه به کالری,مراقب کالری
پرکالری
گرماسنج
کالریسنجی
calosoma scrutator,سوسک بزرگ فلزی آبی-سبز که از کرمها تغذیه میکند؛ در آمریکای شمالی یافت میشود
گنبد
روش کالوتایپ (عکاسی)
گرتهبرداری
بهتان زدن
تهمت
کالوادوس
شهادت
زاییدن گوساله
کالیپسو,پری دریایی که ادیسه را برای هفت سال نگه داشت
پرش بلند با چرخش پا به پشت
*کالزونه
روباه کاما,گونه کوچکی از روباه بومی جنوب آفریقا
تکرنگنمایی
رفاقت
*کاماسیا
کامبر,زاویه کج چرخ • به سمت بالا خم کردن در وسط,منحنی به سمت بالا
کامبیوم,لایه داخلی پریوست
یکی از چهار کشوری که پادشاهی متحده بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی را تشکیل میدهند؛ در دوران روم این منطقه به نام کامبریا شناخته میشد,ولز
ولزی,ساکن ولز • ولزی,مربوط به ولز
کمبریج
رژیم کمبریج,روش کمبریج
دوربین فیلمبرداری (سبک و قابل حمل)
شیشهگری کامه
شتر • شتری
چرخش شتر,پیچ شتر
*کاناپه کملبک
کاملیا,درخت چای
زرافه,شترگاوپلنگ
Camelus,سرده نوعی از Camelidae: شترها
پنیر کامامبر
شی یا جواهرات با طرح برجسته
شیشه کامئو
نورپردازی تکسوژهای
دوربین
زاویه دوربین
قسمت پشتی دوربین
جرثقیل دوربین
دالی دوربین,واگن دوربین
چراغ دوربین
صفحه نمایش دوربین
فیلمبردار
گوشی دوربیندار
فیلمبردار
فیلمبردار (مؤنث)
سبک فیلمبرداری
پیراهن گشاد
زیرپوش زنانه
استتار کردن • استتار,پنهانسازی
استتار شده,پنهان
اقامتگاه موقت • در چادر ساکن شدن • کیتچ,کمپ
تخت کمپینگ,تخت تاشو
["چادر زدن", "اردو زدن"]
کمپین • کمپین تبلیغاتی تشکیل دادن
تنظیمات کمپین,دنیای بازی
فعال (در زمینه خاص)
کمپین انتخاباتی
کامپاری,یک لیکور ایتالیایی جسور و تلخ، به رنگ قرمز روشن، ساخته شده از گیاهان و میوه های دم کرده
ماشین کمپ
کاروان مسافرتی
آتش اردوگاه
اردوگاه
کمپینگ
منطقه کمپینگ,محل کمپ زدن
اتوبوس کمپینگ,وسیله نقلیه تفریحی
زمین چادر زدن,محل کمپینگ
محل کمپینگ,سایت کمپینگ
اجاق کمپینگ,بخاری کمپینگ
اردوگاه
پردیس دانشگاهی
توانستن • قوطی
مدل مو 'میتوانم با مدیر صحبت کنم',آرایش مو 'میخواهم با مسئول صحبت کنم'
ماجرای دردسرساز
قوطیبازکن
باانگیزه
نمیتوانم,حتی نمیدانم چه بگویم
کنعانی
کانادا
کانادایی • کانادایی,رودخانه کانادایی
بیکن کانادایی
فوتبال کانادایی,ورزش فوتبال کانادایی
آبراه • کانال کشیدن,مجهز کردن به کانال
کاناپه (نوعی خوراک)
خبر یا داستان دروغین
قناری • زرد قناری
مرغ قناری,قناری
زرد قناری,زرد روشن
زرد قناری,به رنگ زرد قناری
کاناستا (نوعی بازی ورق)
رقص گروهی در کابارههای پاریس
لغو کردن
فرهنگ لغو,فرهنگ تحریم
اثر چیزی را از بین بردن