فرد یا چیز نویدبخش
مواد خوراکی,خوراکیها • خوردنی
دنبالهدار
مربوط به دنباله دار,شبیه به دنباله دار
دراژه • تبدیل به شیرینی کردن,به شیرینی تبدیل کردن
راحتی • تسلی دادن
غذای پرکالری (بهمنظور آرامش)
توالت عمومی,سرویس بهداشتی عمومی
منطقه آسایش حرارتی,دامنه آسایش حرارتی
راحت (لباس و ...)
حسابی راحت
بهآسودگی
نسبتا پولدار
رهایییافته (از پریشانی)
لحاف
آرامشبخش
راحت,آسوده
کمیک • کمدین,طنزپرداز
کتاب داستان مصور
کمدیفانتزی
آرامه خندهدار
داستان مصور
طنزآمیز
به صورت خنده دار,به روشی خنده دار
گلابی کمیک
روزنامهنگاری مصور
آینده,در راه • آمدن,ورود
داستان بلوغ
حالت همراهی,حالت مصاحبت
ادب,احترام متقابل
ویرگول,پروانه ویرگول
*پروانه کاما
دستور • فرماندهی کردن
فرمانده,افسر مسئول واحد نظامی
مصادره کردن (توسط ارتش)
فرمانده
فرمانده کل,فرمانده عالی
مسلط,مستبد
افسر فرمانده,فرمانده
فرمان,دستور
کماندو,سرباز عملیات ویژه
کمدی بداههپردازی ایتالیایی
بزرگداشت (به یاد کسی) بر پا کردن
یادبود,شیء یادبود • یادبود, یادگاری
شروع کردن
شروع
تأیید کردن
قابل ستایش • به طور قابل تحسین، به شکلی که شایسته ستایش باشد
همسفره,گونه همسفره • همسفره,مربوط به همسفرگی
متناسب
کامنت • نظر دادن
گزارش (نوشتهشده)
گزارش کردن (برنامه ورزشی)
گزارشگر
نظر دهنده
تجارت
تجاری • پیام بازرگانی
پیام بازرگانی
پخش تجاری, پخش تبلیغاتی
پیشپرده تبلیغاتی
گواهینامه رانندگی تجاری,پروانه رانندگی بازرگانی
وسیله نقلیه تجاری,خودرو باربری
تجاری سازی,عرضه به بازار
تجاریسازی کردن
تجاریصنعتیشده
از نظر تجاری,به صورت تجاری
بههم آمیختن
سرآشپز جوان
دستیار سرآشپز
دلسوزی کردن
همدردی, دلسوزی
فروشگاه تدارکات,فروشگاه نظامی
کمیسیون,کمیته • به خدمت پذیرفتن (ارتش)
کمیسر,مامور
کمیسیون,اعطای اختیار
ویراستار کمیسیونی
متعهد بودن
چیزی را روی کاغذ آوردن,چیزی را یادداشت کردن
تعهد
تحویل (به زندان یا تیمارستان)
متعهد
کمیته,هیئت
مرحله کمیته,فاز کمیسیون
مخلوط کردن,ترکیب کردن
توالت, دستشویی
جادار
کالای اقتصادی
کمودور,افسر نیروی دریایی
رایج • فضای سبز عمومی,میدان عمومی
Common Application,درخواست مشترک
مجرای صفراوی مشترک,مجرای صفراوی اصلی
شریان کاروتید مشترک,تنه شریانی کاروتید مشترک
سرماخوردگی
هسته مشترک,اساس مشترک