جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Committal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
committals
مثالها
The judge issued a committal order, directing the transfer of the defendant to a psychiatric facility for further evaluation.
قاضی دستور تعهد صادر کرد و دستور انتقال متهم به یک مرکز روانپزشکی برای ارزیابی بیشتر را داد.



























