نوشدارو بعد از مرگ سهراب
رقابت تنگاتنگ
نزدیک به، حدود
دست گذاشتن روی نقطه حساس
نیشدار
نسبتاً درست
از نزدیک,خیلی نزدیک • نمای نزدیک,عکس دقیق • بستن
خامهای (مدل مو)
ناخنخشک
چسبان (لباس)
صمیمی
کم ظرفیت,متعصب
نبرد تن به تن,جنگ از فاصله نزدیک
نزدیک به هم, تنگاتنگ
شعبدهٔ نمای نزدیک
بسته
معمایی سربسته
زیرنویس برای ناشنوایان,زیرنویس بسته
مدار بسته,حلقه بسته
منحنی بسته
قرارگیری نزدیک دو رقصنده
هجای بسته (آواشناسی)
جمعآوری عوارض بسته,سیستم جمعآوری عوارض بسته
سامانه تصویری مداربسته
کلمه کلاس بسته,واژه دسته بسته
متعصب
پنجه بسته,سرپنجه بسته
محتاط,کم حرف
بهطور نزدیک
محکم به هم پیوسته,بسیار متحد
دارای نسبت خویشاوندی
کم حرف,محتاط
نزدیکی,مجاورت
نزدیکتر • بستهکننده,پیچر نهایی
کمد • محبوس کردن,محدود کردن
کشوی کمد,کشوی گنجه
فرد محتاط (از نظر آشکار ساختن هویت جنسی)
نمای نزدیک
نهایی,پایانی • بستن,پایان
سخنرانی پایانی,نتیجهگیری
ساعات تعطیلی,زمان بسته شدن
زمان بسته شدن,بسته شدن
فیصله
لخته,ترومبوس • لخته شدن,منعقد شدن
پارچه
کلاه لبهدار پارچهای
پوشک پارچهای
نوار بهداشتی پارچهای
لباس پوشاندن
لباس
سبد رخت چرک
طراح لباس
خشک کن لباس,خشک کن
چوبلباسی
بند رخت فضای باز
بند رخت آپارتمانی
بید لباس,پروانه لباس
گیره لباس
گیره لباس,چسب لباس
لباسفروشی
فروشگاه لباس
طناب رخت
گیره لباس
پوشاکفروش
لباس
لباسفروشی
خامه لخته
ابر • به شکل ابر بالا آمدن,مانند ابر پخش شدن
عالم هپروت
(بر سینه کسی) سنگینی کردن
در گرفتن تصمیم درست ناتوان بودن
دردسری در راه
بهم ریختن (حالت چهره)
تاب هوایی,تراپز پرنده
پوشیده از ابر,تاریک شده توسط ابرها
رگبار
ابری, مضطرب
پلنگ ابری
ابری بودن,پوشش ابر
صاف (هوا)
ابری
قدرت,نفوذ • مشت زدن,محکم زدن
تیراندازی به پرچم,تیراندازی از فاصله دور
شکارچی شهرت,تعقیب کننده نفوذ
میخ سرپهن,میخ سقف
ادویه معطر میخک
میخک صدپر,میخک صورتی
سم شکافته,پای شکافته
سم شکافته
شبدر
تقاطع برگ شبدری,تبادل برگ شبدری
گروه (گربهها)
دلقک • دلقک بازی کردن,مثل دلقک رفتار کردن
مسخره بازی در آوردن
بیرغبت کردن
زیادیشیرین
باشگاه • با چماق زدن,با چوب کتک زدن
ماشین باشگاه,ماشین استراحت
*ساندویچ کلاب