chiffon cakechintzy
از 58
chiffon cakechintzy
chiffon cake[n]

*کیک شیفون

chiffonade[n]

*شیفوناد

chiffonier[n]

کمد لباس بلند و شیک,کشوی بلند و زیبا

chigger[n]

جرب خرمن (کنه)

chignon[n]

شینیون

chihuahua[n]

سگ چی‌واوا

chilaquiles[n]

چیلاکیولز (خوراک مکزیکی)

child[n]

کودک

child abuse[n]

سوء استفاده از کودک,آزار کودکان

child labor[n]

اشتغال کودکان

child prodigy[n]

کودک یا نوجوان نابغه

child restraint[n]

صندلی کودک,دستگاه مهار کودک

child safety car seat[n]

صندلی ماشین کودک

child seat anchor[n]

لنگر صندلی کودک,ثابت کننده صندلی کودک

child support[n]

نفقه فرزند (بعد از طلاق)

childbearing[n][adj]

فرزندآوری • مربوط به زایمان,مناسب برای زایمان

childbirth[n]

زایمان

childcare[n]

نگهداری از کودک

childcare worker[n]

کارگر مراقبت از کودک,کارمند مراقبت از کودکان

childfucker[n]

پست,خبیث

childhood[n]

طفولیت

childish[adj]

احمقانه

childishness[n]

بچگی

childlike[adj]

معصوم

childminder[n]

پرستار کودک,مراقب کودک

childproof[v]

ایمن کردن برای کودکان,محافظت شده در برابر کودکان

children's literature[n]

ادبیات داستانی کودکان

chile[n]

*فلفل تند

chile hazel[n]

فندق شیلیایی,درختچه شیلیایی که میوه‌های قرمز مرجانی با دانه‌ای خوراکی شبیه به فندق می‌دهد

chile nut[n]

آجیل شیلی,میوه درختچه شیلی

chilean[n][adj]

شیلیایی,اهل شیلی • شیلیایی, مربوط به شیلی یا مردم آن

chilean hazelnut[n]

فندق شیلی

chilean nut[n]

آجیل شیلیایی,میوه درختچه شیلیایی

chili[n]

فلفل

chili burger[n]

چیلی برگر

chili con carne[n]

چیلی (نوعی غذا)

chili dog[n]

چیلی‌داگ

chili pepper[n]

*فلفل قرمز

chili red[adj]

قرمز چیلی

chili sauce[n]

*سس چیلی

chiliad[n]

هزار,هزاره

chiliastic[adj]

هزاره‌گرا,هزاره‌ای

chill[n][v][adj]

سرما • سرد کردن,دلسرد کردن • آرام,راحت

chill out[v]

آرام گرفتن

chill pill[n]

یه کم آروم باش

chill teacher[n]

معلم ریلکس,معلم آرام

chill to the bone[phrase]

زهره‌ترک کردن

chill wind of[phrase]

پیامدهای سخت

chill-out music[n]

موسیقی چیل‌اوت

chillax[v]

آرام باش و خونسردی خودت رو حفظ کن,راحت باش و آروم بگیر

chilled soup[n]

سوپ سرد

chilled to the bone[phrase]

تا مغز استخوان یخ‌زده

chilled to the marrow[phrase]

زیر صفر

chiller[n]

لرزش,مو به تن سیخ شدن

chilli[n]

فلفل چیلی

chilling[adj][n]

هراس‌انگیز • خنک کردن,خنک کردن فلز

chilling like a villain[phrase]
chillingly[adv]

به طور وحشتناک,به طور لرزان

chills and fever[n]

لرز و تب

chilly[adj]

سرد

chime[v][n]

صدایی شبیه صدای زنگ دادن • زنگوله موسیقی,مجموعه زنگ‌ها

chime in[v]

وارد گفتگو شدن,پا به میان گذاشتن

chime in with[phrase]

مطابقت داشتن

chimera[n]

کیمرا (اسطوره یونان باستان)

chimeral[adj]

واهی

chimerical[adj]

خیالی,غیر واقعی

chimney[n]

دودکش

chimney pot[n]

کلاهک دودکش

chimneypiece[n]

قفسه شومینه,طاقچه بالای شومینه

chimpanzee[n]

شامپانزه

chin[n][v]

چانه • خود را بالا کشیدن,چین-آپ انجام دادن

chin lift[n]

لیفت چانه

chin strap[n]

بند چانه,تسمه چانه

chin wagging[n]

گفتگوی غیر رسمی,صحبت کردن

chin-up[n]

تمرین بارفیکس

china[n]

چین

china cabinet[n]

کابینت ظروف چینی

china clay[n]

خاک چینی

china closet[n]

کابینت چینی,گنجه نمایش چینی

china painting[n]

نقاشی روی چینی

china plate[n]

دوست,رفیق

chinchilla[n]

چینچیلا

chinchillon[n]

چینچیلون,جوندگان اجتماعی حفار بزرگتر از چینچیلا

chinese[adj][n]

چینی • زبان چینی

chinese cabbage[n]

کلم چینی

chinese checkers[n]

چکرز (نوعی بازی چینی)

chinese jump rope[n]

طناب بازی چینی,طناب پرش چینی

chinese linking rings[n]

حلقه‌های چینی,حلقه‌های جادویی چینی

chinese poker[n]

پوکر چینی,پوکر به سبک چینی

chinese spoon[n]

قاشق سوپ‌خوری چینی

chinese violet[adj]

بنفش چینی

chinese whispers[n]

بازی یک کلاغ چهل کلاغ

chinese yo-yo[n]

یویوی چینی,دیابولوی چینی

chink in armor[phrase]

نقطه‌ضعف

chino[n]

یک پارچه پنبه ای بادوام، اغلب برای شلوار استفاده می شود,یک پارچه پنبه ای مقاوم، معمولاً برای شلوار استفاده می شود

chinook[n]

ماهی شینوک

chinook salmon[n]

ماهی سالمون چینوک,ماهی سالمون سلطنتی

chinos[n]

شلوار کتان

chintz[n]

پارچه چیت

chintzy[adj]

بی کیفیت,ارزان

LanGeek
دانلود برنامه