موسیقی سلتیک
*کاهوی مارچوبه
کلاویکورد,اسپینت
سیمان • سیمان کردن,چسباندن
قبرستان
سمیتا (ساندویچ مکزیکی)
آرامگاه (نمادین)
سانسورچی • سانسور کردن
سانسورشده
سانسور,فیلتر کردن
خردهگیر
سانسور
نکوهیدنی
سرزنش کردن • انتقاد شدید, عدم تأیید
سرشماری • سرشماری کردن
سنت (یک صدم دلار)
قنطورس,صورت فلکی قنطورس
فرد صد ساله به بالا • صدساله
سده • صدمین سالگرد,جشن صدمین سال
صدساله • صد ساله,قرنی
مرکز • تمرکز کردن • مرکزی, میانی
مدافع میانی,مدافع مرکزی
دفاع مرکزی,منطقه مرکزی عقب
دایره مرکزی,دایره وسط
کنسول مرکزی,جایگاه مرکزی
زمین مرکزی,موقعیت زمین مرکزی
خطکش تعیین مرکز
مهاجم میانی,مرکز حمله
یخ مرکزی,منطقه مرکزی پیست یخ
حزب میانهرو,حزب مرکز
سنبه نشان • سوراخ مرکزی ایجاد کردن,با سنبه علامت گذاری کردن
دو صفحه میانی (روزنامه و مجله)
خط مرکزی,محور مرکزی
سانتیگراد
یک صدم لیتر
سنت
سانتیمتر
هزارپا (جانورشناسی)
مرکزی • مرکز تلفن,سوئیچ
آمریکای مرکزی,مرکز آمریکا
کانال مرکزی,کانال اپاندیمال
هافبک دفاعی مرکزی,بازیکن دفاعی میانی
تعیین کننده مرکزی,تعیین کننده اصلی
سیستم گرمایش مرکزی
قفل مرکزی,سیستم قفل مرکزی
بازیکن میانی مرکزی,هافبک مرکزی
سیستم عصبی مرکزی
دفتر مرکزی,اداره مرکزی
پارک مرکزی نیویورک
واحد پردازش مرکزی
چمن یا نواره وسط جاده
شیار مرکزی,شیار رولاندو
*دستگاه مکش مرکزی
مرکزگرایی,تمرکز
مرکزگرا,متمرکزساز
متمرکز,مرکزی
مرکزی,در مرکز
گریز از مرکز,تمایل به حرکت به سمت بیرون از یک نقطه مرکزی
سانتریفیوژ کردن,در معرض سانتریفیوژ قرار دادن • سانتریفوژ
سانتریول
مرکزگرا,به سمت مرکز هدایت شده
نیروی مرکزگرا
میانهرو,معتدل • میانهرو,معتدل
سانترومر,کینتوکور
زبان سنتوم
فرمانده صد سرباز (روم باستان)
قرن
*تخممرغ صدساله
ورید سفالیک,ورید سفالیک بازو
سرامیکی • سرامیک
سرامیکسازی
سرامیک کار,کوزه گر
سفالگری
سربروس
غلات صبحانه • غلاتی,مربوط به غلات
*کاسه غلات صبحانه
علف غلات,غلات
بر پایه غلات
مخچه,مغز کوچک
هوشمندانه
مجرای مغزی,مجرای سیلویوس
قشر مغز,لایه بیرونی مغز
نیمکره مغزی,نیمه مغز
پوشش مغزی,ماده خاکستری مغز
فلج مغزی اطفال
فکر کردن,اندیشیدن
فعالیت مغزی,تفکر
مایع مغزی نخاعی,مایع مغزی-نخاعی
مغز,سربروم
مراسم,آیین • تشریفاتی
رقص تشریفاتی,رقص آیینی
مناسبت تشريفاتی, مراسم رسمی
به صورت تشریفاتی, با وقار
تشریفاتی,رسمی
مراسم