رنگ کردن
عکاسی رنگی
*حفظ کننده رنگ
چرخه رنگها
کلرادو
سوسک سیبزمینی کلرادو
سوسک سیب زمینی کلرادو,سوسک سیب زمینی
رنگ
کولوراتورا,سوپرانو کولوراتورا
رنگی
گچ رنگی,گچ رنگارنگ
مدادرنگی
رنگ ثابت
رنگارنگ
رنگی,به روشی رنگارنگ
رنگ آمیزی
عامل رنگآمیزی,رنگزا
متخصص رنگ مو
رنگی کردن (فیلم سیاهسفید)
غولپیکر
کولوسئوم,آمفی تئاتر فلاویان
غولپیکر
کولوستومی
رنگ ثابت
کولپوسکوپی
اسب نر جوان
گور لانهکبوتری
*لانه کبوتر
کبوترسانان,کبوترها و قمریها
ستون
واحد اندازهگیری فضای تبلیغاتی
ستوننویس (روزنامه)
کما
کومال، کومال (برای برخی دانهها (مانند پنبه) که دارای یک دسته یا دستههایی از مو هستند) • تابه هندی
مربوط به کما
شانه (مو) • شانه زدن (مو)
صحافی شانهای
*عنکبوت پاشانهای
مبارزه • جنگیدن
ورزشکار رزمی,مبارز ورزشی
پوتین نظامی
حرکت شناوری جنگی,تکنیک شناوری برای عملیات نظامی
ورزش رزمی,هنر رزمی رقابتی
شلوار نظامی
جنگجو، آماده برای نبرد • رزمنده
جنگجو,ستیزهجو
ماشین شانه زن,دستگاه جداکننده و صاف کننده الیاف پنبه یا پشم
ترکیب
دفاع ترکیبی
آچار ترکیبی,آچار مرکب
گرامر گروهبندی ترکیبکننده
ترکیب شدن • کمباین
ترکیبی,مشترک
شانهزدن
سوختن,احتراق
سوخت • قابل اشتعال، آسان گیر
احتراق
محفظه احتراق,اتاق احتراق
آمدن • اسپرم • با رسیدن,وقتی که میآید
ناگهان شکست خوردن
پیشرفت زیادی کردن
به وقوع پیوستن
اتفاقی مواجه شدن
تعقیب کردن
بهتر شدن
زودگذر بودن
شکستن
از فشار فروپاشیدن
تغییر عقیده دادن
طور خاصی برداشت شدن
طرف کسی رفتن (با حالت تهدیدآمیز)
با حس خاصی مکانی را ترک کردن
برگشتن (به حالت قبلی)
به موفقیت و شهرت قبلی برگشتن
در اولویت قرار داشتن
موجب اختلاف و درگیری شدن
به پایین ترین رتبه رسیدن,در آخرین رتبه قرار گرفتن
سر زدن
بالاخره راستش را گفتن
بسیار نزدیک یا شبیه به چیزی بودن
پایین آمدن
انتقاد کردن
با کسی خیلی سخت برخورد کردن
بین دو گزینه تصمیم گرفتن
بستگی داشتن به...
مبتلا شدن
خواستن
ظاهر شدن
پیش آمدن,اقدام کردن
اهل جایی بودن
دوباره سر خانه اول برگشتن