جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cerebration
01
فعالیت مغزی, تفکر
mental activity involving careful consideration or reasoning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
His quiet cerebration led to a brilliant solution.
تفکر آرام او به یک راهحل درخشان منجر شد.
درخت واژگانی
cerebration
cerebrate



























