جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
crammed
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most crammed
شکل تفضیلی
more crammed
درجهپذیر
مثالها
The small room was crammed with boxes from floor to ceiling.
اتاق کوچک از کف تا سقف با جعبهها پر شده بود.



























