جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cowpea
01
لوبیا چشمبلبلی
a legume with a cream-colored skin and a kidney-shaped appearance
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cowpeas
مثالها
As a vegetarian, she often turned to cowpea salads for a protein-packed dish.
به عنوان یک گیاهخوار، او اغلب به سالادهای لوبیای چشم بلبلی برای یک غذای پرپروتئین روی میآورد.
02
لوبیا چشم بلبلی, لوبیای سیاه چشم
fruit or seed of the cowpea plant



























